اسلام در سال 53 هجرى بود ، و گويد آنچه در حوت روى داد آغاز انتقال بشمار ميرفت و دلايل ملت اسلام از انتقالى كه در عقرب اتفاق افتاد استخراج مىشود . و هم گويد و تحويل سال نخستين از قران اول در مثلثات آبى در دوم رجب سال هشتصد و شصت و هشت است و در اين باره بطور كافى گفتگو نكرده است .
و اما مستند ستاره شناسان در بارهء دولتى بخصوص از قران اوسط و كيفيت هيئت فلك هنگام روى دادن آن است زيرا بعقيدهء ايشان درين قران دلالتى است كه حدوث دولت و جهات آن از عمران و ملتهايى كه زمامدار آن ميشوند و شمارهء پادشاهان و نامها و سن و مذهب و ديانت و عادات و رسوم و جنگهاى ايشان را نشان ميدهد ، چنان كه ابو معشر بلخى در كتاب خود بنام قرانات ياد كرده است .
و گاهى اين ادله را از قران اصغر هم ميگيرند و آن هنگامى است كه اوسط آنها را نشان دهد ، آن وقت پيش بينى در بارهء دولتها را ازين قران استخراج ميكنند .
و يعقوب بن اسحاق كندى ، منجم رشيد و مأمون ، كتابى در موضوع قراناتى كه در ملت اسلام روى ميدهد تأليف كرده است كه شيعيان آن را بنام « جفر » كتاب مورد نظرشان منسوب به جعفر صادق ناميدهاند و چنان كه ميگويند در آن كتاب حوادث مربوط بدولت بنى عباس را پيشگويى كرده و به نهايت دولت مزبور و انقراض آن و واقعهء بغداد [ 1 ] اشاره كرده و يادآور شده است كه واقعهء مزبور در نيمهء قرن هفتم خواهد بود و با انقراض آن ملت اسلام منقرض خواهد گرديد ، ولى ما بهيچرو بر اين كتاب دست نيافتيم و كسى را هم نديديم كه از آن آگاه شده باشد .
و شايد كتاب مزبور در ضمن كتبى كه هلاكو پادشاه تاتار هنگام استيلاى بر بغداد و كشتن مستعصم [ 2 ] آخرين خليفه ، آنها را در دجله فرو ريخته از دست رفته
هامش
[ 1 - ) ] بغداد در سال 656 هجرى ( مطابق 6 فوريهء سال 1258 م ) بوسيلهء لشكريان هلاكو مسخر و ويران شد .
[ 2 - ) ] در چاپ پاريس به غلط « معتصم » است .