برخى از آنها در موضوع دولت و سلسلهء خاصى است و همهء آنها منسوب به كسانى نامور است . ولى دليل و قاعدهء مورد اعتمادى در دست نيست كه صحت انتساب آنها را بگويندهء هر كدام ثابت كند . و از جملهء ملاحمى ( چكامههاى پيشگويى ) كه در مغرب معروفست ميتوان قصيدهء ابن مرانه را نام برد كه ببحر طويل و به روى راء سروده است [ 1 ] و در دسترس مردم مىباشد و عامه گمان ميكنند اشعار مزبور در بارهء پيشگوييهاى عمومى است و بسيارى از اشعار آن را بر وضع حاضر و آينده تطبيق ميكنند ولى آنچه ما از مشايخ خود شنيدهايم مخصوص بدولت لمتونه ( مرابطان ) مىباشد زيرا گويندهء آن كمى پيش از دولت آنان ميزيسته و در آن قصيده استيلاى ايشان را بر سبته [ 2 ] و استرداد آن شهر را از موالى بنى حمود [ 3 ] و تسلط و فرمانروايى آنان را بر عدوه اندلس [ 4 ] ياد كرده است . و ديگر از ملاحمى كه در دسترس مردم مغربست قصيدهايست موسوم به « تبعيه » كه اول آن چنين است .
« شادى كردم ولى اين بحقيقت شادى من نيست ، چنان كه گاهى پرندهء گرفتار هم شادمانى مىكند ، و اين از جهت لهو و بيهودهاى كه مىبينم نيست ، بلكه به علت ياد آورى برخى از سبب است » [ 5 ] .
و چنان كه ميگويند قريب پانصد يا هزار بيت است كه در آنها بسيارى از وقايع دولت موحدان را آورده و به فاطمى و ديگر كسان نيز اشاره كرده است . و به ظاهر قصيدهء مزبور ساختگى است .
و نيز يكى از ملاحم كه در ميان مردم مغرب متداولست « ملعبهايست » [ 6 ] از نوع شعر زجلى [ 7 ] منسوب به بعضى از شاعران يهود كه در آن احكام قرانات علويين و نحسين و ديگر قرانات عصر خود را آورده است .
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » پس از روى راء آمده است مطلع آن اين است يك سطر سفيد است و در سطر بعد نوشته شده است : و آن متداول است .
[ 2 - ) ]. Ceuta[ 3 - ) ] رجوع بتاريخ بربر ج 11 ص 77 و ص 55 شود .
[ 4 - ) ] قسمتى از فاس .
[ 5 - ) ] در « ينى » ولى هر آينه بعض از سبب بود .
[ 6 - ) ] دسلان مينويسد : باحتمال قوى كلمهء « ملعبة » بر نوعى شعر اطلاق ميشده است .
[ 7 - ) ] شعر زجلى اشعاريست كه به زبان محلى ميسرودهاند مانند ترانهها و دو بيتهاى فارسى ، و رجوع به فصل آخر همين كتاب شود .