تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
آن مثلث [ 1 ] باز ميگردد . آنگاه پس از آن ببرج ديگر عود مىكند تا آنكه در يك مثلث دوازده بار تكرار مىشود چنان كه بروج سه‌گانهء آن در شصت سال تكميل ميگردد سپس باز ميگردد و آن را در مدت شصت سال ديگر تكميل مىكند و باز بار سوم و بار چهارم باز ميگردد چنان كه مثلث بسبب دوازده بار تكرار و چهار بازگشت در مدت دويست و چهل سال تكميل مىشود و انتقال آن در هر برج به تثليث دست راست است و از هر مثلث بمثلثى كه پس از آنست منتقل مىشود يعنى ببرج آخرين قرانى كه دو مثلث پيش از آن آمده است انتقال مىيابد و قران علويين بسه گونهء بزرگ و خرد و ميانه تقسيم مىشود : بزرگ عبارت از اجتماع علويين در يك درجهء فلك است تا آنكه پس از نهصد و شصت سال سير آن يك بار بدان باز ميگردد . و ميانه چنانست كه علويين در هر مثلثى دوازده بار اقتران حاصل كنند و پس از دويست و چهل سال به مثلث ديگرى منتقل شوند . و خرد عبارت از اقتران علويين در يك برج و پس از بيست سال در برج ديگر بر تثليث دست راست و در درجه يا دقايق نظير آنست . مثال آن چنانست كه روى دادن قران در نخستين دقيقهء حمل است و پس از بيست سال در نخستين دقيقهء [ 2 ] قوس و پس از بيست سال ديگر در اسد است . و همهء اينها آتشى و قران خرد است آنگاه پس از شصت سال به اول حمل باز ميگردد و آن را دور قران و بازگشت قران مينامند و پس از دويست و چهل سال از آتشى به خاكى منتقل مىشود زيرا برجهاى خاكى پس از آتشى به آبى منتقل مىشود و اين قران ميانه است سپس به هوايى و آنگاه به آبى انتقال مىيابد . و آنگاه در مدت نهصد و شصت سال به اول حمل باز ميگردد و آن قرآن بزرگ است . و اين قران بر امور عظيم مانند دگرگونگى ملتها و دولتها و انتقال پادشاهى از قومى بقوم ديگر دلالت مىكند .
هامش
[ 1 - ) ] بودن قمر با سعدى بمفاصلهء پنج برج يا نه برج چنانچه قمر در حمل باشد در اين صورت از حمل تا اسد پنج خانه است و از حمل تا قوس نه خانه . رجوع به غياث و التفهيم چاپ آقاى همايى شود . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « اسد است » .