تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
استدلال كردن بآنرا رد كنند يا ميان آن و ديگر احاديث مربوط به مهدى جمع نمايند . اين به حديث جريج [ 1 ] و ديگر خوارق مانند آن رد مىشود . و اما متصوفه ، متقدمان آنان دربارهء هيچيك از اين مسائل بحث و تحقيق نكرده‌اند بلكه سخن ايشان دربارهء مجاهده باعمال و نتايجى است كه از آنها بدست ميآيد مانند « حال » و « وجد » . و سخنان اماميه و رافضيان شيعه در خصوص برترى دادن على ، رض ، و اعتقاد بامامت وى و ادعاى وصيت پيامبر ، ص ، دربارهء جانشينى او و تبرى از شيخين ( ابو بكر و عمر ) بوده است چنان كه در ضمن مذاهب ايشان ياد كرديم آنگاه پس از چندى به امام معصوم معتقد شدند و كتب بسيارى دربارهء معتقدات و مذاهب آنان تأليف گرديد . سپس از ميان آنان گروه اسماعيليان پديد آمدند كه بالوهيت امام بگونهء حلول مدعى هستند و گروه ديگرى از ايشان رجعت هر يك از امامان را بنوعى از تناسخ يا بطور حقيقت ادعا ميكنند [ 2 ] و گروهى از آنان منتظر بازگشت فرمانروايى به خاندان پيامبرند و در اين باره احاديثى بجز آنچه ما از احاديث مربوط به مهدى در پيش گفتيم ياد مىكنند . آنگاه در ميان متصوفهء معاصر نيز دربارهء كشف و ماوراى حس سخن بميان آمد و بسيارى از متصوفه بطور مطلق قائل بحلول و وحدت شدند و با اماميه و رافضيان در اين عقيده شركت جستند چه ايشان [ 3 ] معتقد به الوهيت امامان يا حلول خدا در ايشان بودند . و هم متصوفه به قطب و ابدال عقيده‌مند شدند و گويى آنها در اين عقيده از مذهب رافضيان دربارهء امام و نقيبان [ 4 ] تقليد كردند و اقوال شيعيان را با عقايد خود در آميختند و در ديانت مذاهب ايشان را اقتباس كردند و در آنها فرو رفتند بحديكه مستند طريقت خود را در پوشيدن خرقه اين
هامش
[ 1 - ) ] دربارهء جريج رجوع به الاصابة ج 1 ص 242 و ص 238 و حاشيه المعرب جواليقى ص 23 شود . [ 2 - ) ] و دستهء ديگرى منتظر آمدن امامانى هستند كه از ميان ايشان رخت بر بسته‌اند : ( ك ) و ( ا ) و ( ب ) . [ 3 - ) ] برخى از ايشان نه همهء اماميه . [ 4 - ) ] نقيب رئيس و عهده‌دار امور مردم است و نقيب اشراف كسى است كه احوال ايشان را رسيدگى مىكند .