معنى آن پيامبريست كه براى او نبوت كامل حاصل آمده است . و ولايت را در تفاوت مراتب آن به نبوت تشبيه ميكنند و صاحب كمال ولايت را خاتم اوليا قرار ميدهند يعنى حائز رتبهاى كه خاتمه و پايان ولايت است همچنانكه خاتم انبياء حائز پايگاهى بود كه خاتمهء نبوت بشمار ميرفت . و از اين رو كه شارع در حديث ياد كرده از اين پايگاه خاتمه بخشت خانه تعبير كرده است و هر دو مقام داراى يك نسبت ميباشند و به همين سبب در تمثيل يك خشت بيش نيستند منتها در نبوت خشت زرين و در ولايت خشت سيمين تا ميان دو پايگاه تفاوت حاصل آيد چنان كه ميان زر و سيم فرق هست . از اين رو خشت زرين را كنايه از پيامبر ، ص ، و خشت سيمين را كنايه از آن ولى فاطمى منتظر ميآورند و آن را خاتم انبيا و اين را خاتم اوليا مينامند .
و ابن عربى در ضمن مطالبى كه ابن ابى واطيل از وى نقل كرده گفته است كه آن امام منتظر از خاندان پيامبر و از نسل فاطمه خواهد بود و ظهور او پس از گذشتن « خ ف ج » از هجرت روى خواهد داد .
و سه حرف مزبور را به منظور بدست آوردن عدد آنها به حساب جمل ترسيم كرده است كه يكى « خ » نقطهدار برابر ششصد و ديگرى « ف » اخت قاف برابر هشتاد و سومى « ج » نقطهدار برابر عدد سه است كه رويهمرفته ششصد و هشتاد و سه سال مىشود و مقارن آخر قرن هفتم است و چون اين عصر سپرى گرديد و فاطمى ظهور نكرد برخى از مقلدان آنان پيشبينى مزبور را بدينسان توجيه كردند كه مقصود از آن مدت مولد او بوده است و ظهور او را بمولدش تعبير كردند و گفتند خروج وى نزديك هفتصد و ده خواهد بود و او امامى است كه از ناحيهء مغرب ظهور خواهد كرد . و هم ابن ابى واطيل گويد : هر گاه روز تولد امام منتظر بر حسب گفتهء ابن عربى در سال ششصد و هشتاد و شش باشد پس سن او هنگام خروج بيست و شش سال خواهد بود .
و نيز افزوده است كه : دجال در سال هفتصد و چهل و سه از روز محمدى خروج خواهد كرد و آغاز روز محمدى بعقيده ايشان از روز وفات پيامبر ، ص ،
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 634
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٣٤