تخريج كرده است : ام حبيبه گفت شنيدم رسول خدا ، ص ، ميگفت مردمى از سوى مشرق بيرون ميآيند و در جستجوى مردى هستند كه نزديك خانهء ( خدا ) است و همين كه به بيابان ميرسند زمين آنان را در خود فرو ميبرد و آنان كه عقب مانده باشند نيز همين كه بدان سرزمين برسند زمين آنان را فرو ميبرد . گفتم اى پيامبر خدا كسانى كه از روى اكراه بيرون ميروند بچه سرنوشتى گرفتار ميشوند ؟
فرمود آنها هم بسرنوشت ديگر مردم دچار ميگردند سپس خدا مردم را برمىانگيزاند ولى هر كسى را بر وفق نيتى كه دارد ، انتهى .
و در زنجير اسناد اين حديث نام سلمة بن ابرش است كه ضعيف است و هم نام محمد بن اسحق كه مدلس است و حديث را معنعن روايت كرده است و چنين حديثى پذيرفته نميشود جز اينكه سماع آن را تصريح كند . و طبرانى ] [ 1 ] از ابن عمر حديثى بدينسان تخريج كرده است : ابن عمر گفت : پيامبر ، ص ، در ميان چند تن از مهاجران و انصار بود و على بن ابى طالب در دست چپ و عباس در دست راست وى بودند ، ناگاه عباس و مردى از انصار با يك ديگر ببدگويى و نكوهش پرداختند و آن مرد كه از انصار بود با عباس درشتخويى كرد آنگاه پيامبر ، ص ، دست عباس و دست على را در دستان خود گرفت و گفت در آينده از پشت اين ( عباس ) كسى بيرون خواهد آمد كه زمين را پر جور و ستم خواهد كرد و از پشت اين ( على ) كسى كه زمين را پر عدل و داد خواهد نمود و هر گاه آن روزگار را دريابيد بر شماست كه بجوان تميمى كه از سوى مشرق بيرون ميآيد روى آوريد چه او علمدار مهدى خواهد بود ، انتهى .
و در زنجير اسناد اين حديث نام عبد الله عمرى و عبد الله بن لهيعه است كه هر دو ضعيفاند ، انتهى .
و طبرانى در معجم اوسط خود حديثى از طلحة بن عبد الله بروايت از پيامبر بدينسان تخريج كرده است : فرمود ديرى نخواهد گذشت كه فتنه و آشوبى آنچنان بر پا خواهد شد كه هر جانب آن را فرونشانند از سوى ديگر آن
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت افتاده است .