تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
و ابن ماجه از ثوبان حديثى تخريج كرده كه ثوبان گفته است رسول خدا ، ص ، فرمود : سه تن كه هر سه فرزند خليفه ميباشند در دوران بزرگى شما [ 1 ] به نبرد برميخيزند و در نزد شما كشته مىشوند [ 2 ] آنگاه بندهاى ( رايات ) سياه از جانب مشرق برافراشته مىشود و شما را آنچنان ميكشند كه هيچ قومى را بدانسان نكشته‌اند [ 3 ] . آنگاه سخنى فرمود كه آن را به ياد ندارم و سپس گفت هر گاه او را ببينيد با وى بيعت كنيد و بسوى او بشتابيد هر چند به زانو بر روى برف باشد چه او مهدى خليفهء خداست ، انتهى . و رجال اين حديث رجال صحيحين هستند جز اينكه در زنجير اسناد آن نام ابو قلابهء جرمى هم ديده مىشود كه ذهبى و ديگران ويرا مدلس دانسته‌اند و هم در زنجير اسناد آن نام سفيان ثورى است كه مشهور بتدليس است و هر يك از آن دو تن بذكر زنجير حديث پرداخته ( حديث را معنعن آورده ) و تصريح بسماع نكرده‌اند و از اين رو حديث آنان را نمىپذيرند . و هم نام عبد الرزاق بن همام در زنجير اسناد آن وجود دارد كه به تشيع معروف بوده است و در پايان دوران زندگى كور شده است و احاديث را با هم در آميخته است . ابن عدى گفته است : عبد الرزاق دربارهء فضايل احاديثى نقل كرده است كه هيچكس با او بر آنها موافقت نكرده و او را به تشيع نسبت داده‌اند ، انتهى . و ابن ماجه بروايت از عبد الله بن حارث بن جزء زبيدى حديثى تخريج كرده كه از طريق ابن لهيعه و او از ابو زرعه و وى از عمرو بن جابر حضرمى و او از عبد الله ابن حارث بن جزء روايت كرده است كه پيامبر ، ص ، گفت : مردمى از مشرق بيرون ميآيند و براى مهدى كار را بنيان ميگذارند يعنى سلطنت و قدرت او را مستحكم ميكنند . طبرانى گفته است : اين حديث را تنها لهيعه روايت كرده است و ما در ضمن حديث على كه آن را طبرانى در معجم اوسط خود تخريج كرده
هامش
[ 1 - ) ] در چاپ ( ك ) و ( ا ) كبركم . و در براهين الامامة ص 446 « در نزد كرت شما » و در چاپ ( پ ) كنزكم . [ 2 - ) ] در ( ا ) آنگاه به هيچيك منتقل نمىشود . [ 3 - ) ] در چاپ ( ك ) « فيقتلونهم » و در براهين الامامة نيز : « پس ميكشند ايشان را » .