و ابن ماجه حديثى از انس بن مالك ، رض ، تخريج كرد كه زنجير اسناد آن چنين است : سعد بن عبد الحميد [ 1 ] از جعفر و او از على بن زياد يمامى و او از عكرمة بن عمار و وى از اسحاق [ 2 ] و او از عبد الله [ بن مسعود ] و او از انس روايت كند كه انس گفت شنيدم رسول خدا ، ص ، ميگفت : ما فرزندان عبد المطلب بزرگان و سادات اهل بهشتيم من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى ، انتهى . و عكرمة بن عمار هر چند مسلم براى او حديث تخريج كرده ولى آن را بعنوان متابع [ 3 ] آورده است . برخى او را ضعيف و برخى ويرا موثق دانستهاند .
و ابو حاتم رازى گفته است او مدلس است و حديث او پذيرفته نميشود مگر آنكه [ 4 ] به سماع آن تصريح كند .
و دربارهء على بن زياد ذهبى در ميزان گفته است نميدانيم او كيست ، سپس گفته است درست اينست كه نام او عبد الله بن زياد باشد .
و اما سعد بن عبد الحميد ، هر چند يعقوب بن شيبه او را موثق دانسته و يحيى بن معين هم گفته است مانعى دربارهء حديث او نيست ، ولى ثورى سخنانى در خصوص او ياد كرده است ، گويند بدان سبب كه ثورى ديده است او دربارهء مسائلى فتوى ميدهد و خطا مىكند . و ابن حبان گفته است : او از كسانى است كه خطاى وى فاش است و ازينرو بگفتهء او استدلال نميشود . و احمد بن حنبل گفته است : سعد بن عبد الحميد مدعيست كه عرضه كردن [ 5 ] كتب مالك را سماع كرده است در صورتى كه مردم منكر اين ادعاى او هستند و ميگويند او در اينجا ( بغداد ) است و به حج نرفته است پس چگونه آنها را سماع كرده است .
و ذهبى او را در زمرهء كسانى قرار داده كه سخن آنان كه درباره روايت وى آمده نكوهش و قدح نشده است .
هامش
[ 1 - ) ] در ( ا ) عبد الحميد بن جعفر .
[ 2 - ) ] در ( ا ) اسحاق بن عبد الله از انس و صورت متن از ( پ ) و ينى است .
[ 3 - ) ] متابع در اصطلاح حديث بر خبرى اطلاق مىشود كه آن را در ضمن حديث ديگرى تنها از لحاظ مفهوم يا بيان تعبير مرتبط مىكنند ولى از نظر آنكه حديثى مستقل بشمارند و دو حديث حساب كنند كمترين ارزش براى آن قائل نيستند و آن را بعنوان استدلال از صحابه نمىآورند .
[ 4 - ) ] ( الى ان ) در همه چاپها غلط و صحيح بر حسب « ينى » ( الا ان ) است .
[ 5 - ) ] « عرض » در تداول مدارس قديم عبارت از اين بود كه كسى نوشته يا كتابى را در نزد يكى از بزرگان دانش بخواند تا بتواند از آن استفاده كند و اجازهء نقل و روايت آن را داشته باشد .