تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
گفته است او محدثى موثق و شيعه است . و احمد بن عبد الله بن يونس گفته است ما بر فطر مىگذشتيم و او مطروح بود و از او هيچ خبرى نمىنوشتيم ، و بار ديگر گفته است : من به او مىگذشتم و او را مانند سگ فرو مىگذاشتم . و دارقطنى گفته است بقول وى استناد نميشود ، و ابو بكر بن عياش گفته است روايات او را تنها بدان سبب فرو گذاشتم كه وى به مذهبى ناشايست منتسب بود . و گوزگانى ( جوزجانى ) گويد او منحرف از راه حق است و موثق نيست ، انتهى . و هم ابو داود آن را به على رضى الله عنه ، نسبت داده و حديث را بدينسان تخريج كرده است : از هارون [ 1 ] بن مغيره از عمرو بن [ 2 ] ابى قيس از شعيب بن [ 3 ] خالد از ابو اسحاق سبيعى [ 4 ] روايت شده است كه على ، ع ، در حالى كه بفرزندش حسن نگريست فرمود اين فرزندم سيد است چنان كه رسول ، ص ، او را بدين عنوان ناميده در آينده از نسل او مردى بجهان خواهد آمد كه بنام پيامبر شما موسوم خواهد بود و در خوى بوى شباهت خواهد داشت ولى در خلقت به او شبيه نخواهد بود [ 5 ] ، آنگاه داستان او را شرح داد كه وى زمين را پر از داد خواهد كرد . و هارون گفت : عمرو بن ابو قيس از مطرف بن طريف از ابو الحسن از هلال بن عمرو بما روايت كرد كه شنيدم على ، ع ، بروايت از پيامبر ، ص ، فرمود مردى از ما وراء النهر ( جيحون ) ظهور مىكند كه او را حارث مينامند و پيشرو لشكريان او مردى بنام منصور خواهد بود براى خاندان محمد ( امر ) را ممهد مىكند يا سلطه و قدرتى فراهم مىسازد همچنانكه قريش بسبب رسول خدا ، ص ، قدرت و توانايى بدست آورد بر هر مؤمنى يارى كردن بوى واجب است ، يا فرمود : اجابت دعوت او بر هر مؤمنى واجب است . ابو داود در اين حديث سخنى نگفته
هامش
[ 1 - ) ] مروان در چاپهاى ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) . [ 2 - ) ] عمر بن : ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) [ 3 - ) ] از « ينى » در چاپهاى : مصر و بيروت : از شعيب بن ابى خالد . [ 4 - ) ] نسفى : ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) . [ 5 - ) ] فشبهه فى الخلق و لا يشبهه فى الخلق در « ينى » بويژه بالاى ( خلق دوم ) ضمه است و بنابر اين معنى به عكس مىشود .