تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
كنند و پزشكانى را برگمار كه دردها و بيماريهاى ايشان را درمان سازند و آرزوها و خواهشهاى آنان را تا آنجا كه مايهء اسراف بيت المال نشود برآور . و بدانكه خوى مردم چنانست كه هر چند حقوق‌شان را ارزانى دارى و بهترين آرزوهايشان را بر آورى ، اگر خود نتوانند نيازمنديهايشان را بفرمانروايان عرضه دارند ، چندان خشنود و خوشحال نميشوند ، چه آنان طمع دارند كه با ديدار فرمانروايان به همراهى بيشتر نايل آيند و چه بسا كسانى كه به كار مردم رسيدگى ميكنند به علت بسيارى كارهايى كه به آنها رجوع مىشود و بردن رنج فكرى و ذهنى فراوان براى حل مشكلات ايشان ، سرانجام افسرده و دلتنگ ميشوند و از پذيرفتن مردم گوناگون رنج و مشقت مىبرند ولى كسى كه شيفتهء عدل و داد مىباشد و بمحاسن آن در اين دنيا و فضيلت ثواب آخرت آگاه است مانند فردى نيست كه از هر چه او را به خدا نزديك سازد استقبال مىكند و همواره بخشايش خدا را ميطلبد ، پس تا ميتوانى اجازه بده كه مردم بيشتر نزد تو آيند و روى خود را به آنها نشان ده [ 1 ] و پاسبانان و نگهبانان خويش را در برابر آنان به آرامى و نرمى فرمان ده [ 2 ] . و با آنان فروتنى كن و با خوشرويى و چهرهء باز بر ايشان نمودار شو و با آنان به نرمى پرسش و گفتگو كن و از راه بذل و بخشش مهربانى و عطوفت خويش را به آنان نشان ده و هر گاه چيزى بايشان مىبخشى آن را از روى سخاوتمندى و طيب نفس و براى كسب احسان و اجر ببخش بىتكدر ( خاطر ) و يا منت نهادن [ 3 ] . چه چنين بخششى همچون بازرگانى سود آورى خواهد بود ، انشاء الله تعالى . و از حوادث اين جهان و صاحبان قدرتى كه پيش از تو در قرون گذشته و در ميان ملتهاى انقراض يافته رياست و فرمانروايى داشته‌اند پند و عبرت گير . آنگاه در همهء حالات زندگانى خويش بفرمان خداى سبحانه و تعالى متوسل شو و در ايستگاه مهر و دوستى او ثابت قدم باش و بشريعت و سنن او عمل كن و در راه اجراى دين و كتاب او بكوش و از هر چه مباين آن باشد و بخشم خداى عز و جل
هامش
[ 1 - ) ] در برخى از نسخ : و براى ايشان رويت را آشكار كن . [ 2 - ) ] در « ينى » و ( ا ) ( حراسك ) است و صورت حواسك در چاپ بيروت و برخى از نسخ ديگر درست نيست . [ 3 - ) ] در ( ينى ) عبارت با نسخه‌هاى ديگر متفاوت است ولى مفهوم همه يكى است .