زبونى تو به اندك اكتفا مىكند و از راه بد گمان كردنت به ديگران ترا گرفتار اندوه مىسازد چنان كه لذت و شيرينى زندگى را از دست ميدهى .
و بدانكه حسن ظن ترا قرين نيرومندى و آسايش مىكند و بدان به آنچه بسندگى آن را دوست دارى بسنده مىكنى . و از اين راه دوستى مردم را به خود مىكشانى و همهء كارهايت به بهبود و استقامت ميگرايد .
ولى حسن ظن بياران و همراهان و مهربانى نسبت برعيت نبايد ترا از جستجو و كنجكاوى در كارها باز دارد و منافى آن نيست كه در طرز كار خدمتگزاران و همراهانت بتن خويش مراقبت كنى و رعيت را از مصائب مصون دارى و دربارهء آنچه مايهء اصلاح و استقامت حال وى مىشود بينديشى بلكه بايد بر گردن گرفتن امور اوليا و بر طرف كردن نيازمنديهاى رعيت و زدودن رنج و مشقت ايشان را بر هر كارى ترجيح دهى و در محافظت رعيت بكوشى . زيرا چنين شيوهاى دين را استوارتر ميسازد و سنت پيامبر را نمودارتر مىكند .
و نيت خويش را در همهء اين امور بىشائبه و پاك كن و در اصلاح و تهذيب اخلاق خويش بىهمتا و منفرد باش همچون كسى كه بداند در برابر كردهء خويش مسئول است ، اگر نيكى كند پاداش مىبيند و اگر ببدى گرايد باز خواست مىشود و كيفر مىيابد چه خداى عز و جل دين را بمنزلهء دژى استوار و پايگاهى بلند براى انسان قرار داده است هر كه آن را پيروى كند او را بمرحلهء سرافرازى و ارجمندى مىرساند . پس نسبت بكسانيكه سياست امور زندگانى و رعايت حال آنها بر عهدهء تست ، روش دين پيش گير و طريقهء راستى برگزين و حدود و كيفرهاى خداى تعالى را دربارهء بزهكاران باندازهء گناهى كه مرتكب شدهاند و مستوجب كيفر ميباشند اجرا كن و اين شيوه را از دست مده و در آن سستى مكن و كيفر گناهكاران را بتأخير ميفكن زيرا اگر درين باره تفريط و مسامحه كارى كنى مايهء تباهى حسن ظن تو مىشود و بر آن باش كه در اين باره سنتهاى معروف را به كار بندى و از بدعتها و شبهات دورىجويى تا دين تو مصون بماند و جوانمرديت پايدار گردد .
و هر گاه با كسى پيمان بندى بدان وفا كن و بقول و وعدهء خود پاى بند باش .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 595
مساهمون: ابن خلدون
ص٥٩٥