تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
كمبود و نقصان اجتماع پس از روزگارى دراز پديد ميآيد از اين رو كه امور طبيعى همواره بتدريج و مرور زمان روى ميدهند . [ سپس بايد دانست كه ] قحطى و گرسنگى و مرگ و مير در اواخر دوران فرمانروايى دولتها افزايش مييابد . اما علت قحطى اينست كه اغلب مردم دست از كشاورزى برميدارند چه در اين مرحله يعنى اواخر دولتها باموال مردم از راه خراج‌هاى گوناگون تجاوز مىشود يا به علت فرسودگى و پيرى ( بحران و انحطاط ) دولت سركشان قيام ميكنند و فتنه‌ها و آشوبها پديد ميآيد كه رعايا آواره ميشوند و كار كشاورزى نقصان مىپذيرد . و از اين رو اغلب محصولات كشاورزى در چنين شرايطى كمتر احتكار مىشود . و خوبى و بهبود كشت و ثمرهء آن هميشگى نيست ( همه ساله اميد بخش نميباشد ) و پيوسته بر يك شيوه نيست چه طبيعت جهان از لحاظ كمى و فزونى باران مختلف است و باران گاهى پياپى و بسيار و زمانى دير بدير و اندك است و محصولات كشاورزى و دام‌پرورى به نسبت خشكسالى يا مساعد بودن طبيعت متفاوتست و گاهى فراوان و زمانى كمياب است ولى مردم از راه اندوختن و احتكار كردن بوسايل معاش خود مطمئن ميشوند و بنابر اين هر گاه از احتكار و انبار كردن محصولات هم دست بردارند انتظار وقوع قحطى و تنگسالى فزونى مىيابد و وسايل روزى آنان گران مىشود و بينوايان و مردم تنگدست از فراهم آوردن آنها عاجز مىشوند و از گرسنگى مىميرند يا اگر بعضى از خشكسالىها روى دهد و احتكار هم نباشد گرسنگى همگانى مىشود و بينوا و توانگر را فرا مىگيرد . و اما مرگ و مير بسيار در اواخر دولت‌ها موجبات گوناگونى دارد ، از آن جمله قحطىزدگى ، چنان كه ياد كرديم و يا بسبب تزلزل اوضاع دولتها فتنه‌ها و آشوبها روى ميدهد و فساد و هرج و مرج و كشتار فزونى مييابد يا مردم گرفتار و با ميشوند و علت آن اغلب اينست كه در نتيجهء توسعهء اجتماع و افزايش جمعيت هوا فاسد مىشود زيرا هواى شهرهاى پر جمعيت با مواد گنديده و رطوبات