تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
همچنين دولت موحدان و زناته كه با ما نزديكند در آغاز كار هنگام سفر همان چادرها و سايه‌بانهايى [ 1 ] را به كار ميبردند كه پيش از رسيدن بسلطنت در آنها بسر ميبردند ولى همين كه دولت آنان بشيوه‌هاى تجمل خواهى و توانگرى و كاخ‌نشينى گراييد دولت مزبور سراپرده‌ها و خرگاهها را برگزيدند و درين باره بمرحله‌اى برتر از آنچه ميخواستند رسيدند ، چنان كه عاليترين پايهء توانگرى و تجمل را نشان ميداد . ولى بايد دانست كه سپاهيان بسبب اين گونه سراپرده‌ها و خرگاهها در معرض شبيخون ميباشند زيرا همهء آنان در يك جايگاه نزديك بهم كه فرياد يك ديگر را ميشنوند متمركز ميشوند و نيز چون خاندان و فرزند ندارند كه محرك ايشان بجان سپارى در راه آنها باشد چندان فداكارى نشان نميدهند ، از اين رو بايد براى نگهبانى اين گونه لشكرگاهها تدابير ديگرى انديشيد چنان كه در آينده دربارهء آن گفتگو خواهيم كرد ، و خدا تواناى غالب است [ 2 ] .

مقصوره [ 3 ] براى نماز و دعا كردن هنگام خواندن خطبه ،

و اين دو از امور مخصوص خلافت و از نشانه‌ها و زيورهاى كشورهاى اسلامى است و جز در اين كشورها ديده نشده است . اما مقصوره ( بيت المقصورة ) مخصوص نماز سلطان است چنان كه ديواره‌اى دور محراب ميكشند كه محراب و قسمتى از پيرامون آن را فرا ميگيرد و مشخص مىكند . و نخستين كسى كه مقصوره را برگزيده معاوية بن ابى سفيان بوده است هنگامى كه خارجى ويرا زخم زده است و قصهء آن معروفست . و گويند نخستين كسى كه مقصوره را برگزيده مروان بن حكم بوده است هنگامى كه يمانى او را مضروب ساخته است . سپس خلفايى كه پس از اين دو بخلافت رسيده‌اند در مقصوره نماز
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء كلمهء « قياطين » ( ك ) و ( پ ) يا قياطين ( ا ) و ( ب ) است به ظاهر كلمهء مزبور جمع « قيطون » است كه در اقرب الموارد مينويسد : به زبان مصريان بمعنى مخدع است . و مخدع ( بضم م - فتح د ) يا ( بكسر م - فتح د ) خانه‌اى را گويند كه در داخل خانهء بزرگ بنا كنند براى نگهدارى اشياء ، و شايد در عصر ابن خلدون بمعنى نوعى خيمه به كار ميرفته است . [ 2 - ) ] وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ 42 : 19 . سورهء شورى ، آيهء 18 . [ 3 - ) ] مقصورهء مسجد : جايگاه امام ( اقرب الموارد ) و ( منتهى الارب ) .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 514 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى