خواندهاند و بمنزلهء سنتى شده است براى باز شناختن سلطان از ديگر مردم در هنگام نماز .
و اين گونه آداب و رسوم هنگامى پديد ميآيد كه دولتها بمرحلهء عظمت و توانگرى و تجمل خواهى ميرسند مانند كليهء كيفيات جلال و شكوه پادشاهى .
و هم اكنون اين شيوه در كليهء ممالك اسلامى متداولست و پس از تجزيهء دولت عباسى و روى كار آمدن دولتهاى گوناگون در مشرق و همچنين پس از انقراض دولت امويان اندلس و ظهور دوران ملوك طوايف نيز اين روش همچنان بجاى مانده است .
و اما در مغرب خاندان اغلبيان در قيروان اين رسم را برگزيده بودند ، آنگاه عبيديان و سپس فرمانروايان ايشان بر مغرب از قبيل خاندان باديس صنهاجه در قيروان [ 1 ] و خاندان حماد در قلعه از اغلبيان پيروى كردند .
سپس موحدان بر همهء مغرب و اندلس تسلط يافتند و اين رسم را بنابر شيوهء باديهنشينى كه شعار آنان بشمار ميرفت بر انداختند . ولى هنگامى كه دولت آنان بمرحلهء عظمت و توانگرى و تجمل خواهى رسيد و يعقوب منصور [ 2 ] سومين پادشاه آنان بسلطنت رسيد وى مقصوره را متداول كرد و پس از وى براى پادشاهان مغرب و اندلس بمنزلهء سنتى شد . همچنين در دولتهاى ديگر اسلامى نيز وضع بر همين شيوه بوده است ، دستور خداست در ميان بندگانش .
و اما دربارهء دعا كردن بر منابر هنگام خواندن خطبه ، بايد دانست كه در آغاز كار خلفا بتن خويش در نماز امامت ميكردند و اين منصب به آنان اختصاص داشت از اين رو پس از نماز بر پيامبر ، ص ، دعا ميكردند و از خدا براى صحابه طلب رضوان و خشنودى مينمودند .
و نخستين كسى كه منبر را برگزيد عمرو بن عاص بود كه پس از بنيان نهادن مسجد جامع مصر بر منبر رفت [ 3 ] [ و چون اين خبر بعمر بن خطاب رسيد ]
هامش
[ 1 - ) ] در فاس ( ك ) و ( ب ) و ( ا ) .
[ 2 - ) ] در ( ا ) ابو يعقوب منصور .
[ 3 - ) ] در اينجا نسخ چاپ مصر و بيروت با چاپ پاريس اختلاف بسيار دارد در كتب چاپ مصر و بيروت قريب سه سطر دربارهء نخستين كسى كه در خطبه خليفه را دعا كرده در وسط مطلب مربوط بعمرو عاص ديده مىشود كه در چاپ پاريس پس از چند سطر آمده است و ما ترتيب چاپ پاريس را مراعات كرديم و باز قسمت داخل كروشه در چاپ پاريس نيست و ما آن را از چاپ ( ب ) ترجمه كرديم .