آن را ببندند بر محل بندى كه بنامه يا امانات مىپيوندد بگذارند . و اين از معنى سربند است چنان كه گذشت و معنى كلمهء مزبور در هر دو درجه عبارت از آثار خاتم است ولى بر خود خاتم اطلاق مىشود .
و نخستين كسى كه برنامه مهر ( ختم ) ، يعنى علامت ، گذاشت معاويه بود زيرا او براى عمرو بن زبير صد هزار درهم بر زياد كه والى كوفه بود حواله كرد ولى عمرو نامه را باز كرد و صد را دويست كرد [ 1 ] . آنگاه زياد حساب آن را نزد معاويه فرستاد ولى معاويه آن را انكار كرد و از عمرو صد هزار درهم زياده مطالبه كرد و او را بزندان فرستاد تا آنكه برادرش عبد الله آن را پرداخت . و از آن پس معاويه ديوان خاتم را پديد آورد . حكايت ياد كرده را طبرى آورده و در پايان [ 2 ] آن گويد :
« و در ديوان كسى را براى بستن نامهها تعيين كرد در صورتى كه تا آن وقت نامهها را استوار نمىبستند بعبارت ديگر براى نامهها ترتيبى داد كه سربند داشته باشند » .
و ديوان خاتم عبارت از گروهى از نويسندگان است كه موظف بفرستادن نامههاى سلطان و مهر كردن آنها يا بوسيلهء علامت گذارى و يا از راه سربند نهادن بر آنها هستند . و گاهى هم ديوان بر جايگاه نشستن آن نويسندگان اطلاق مىشود چنان كه در ديوان اعمال و خراجگزارى ياد كرديم .
و بستن نامهها به دو گونه انجام مىشود : يا بوسيلهء شكاف دادن ورق [ 3 ] چنان كه در ميان نويسندگان مغرب متداولست . يا از راه چسبانيدن سر صفحه بر قسمتى كه تا ميكنند و درهم مىپيچند ، چنان كه در ميان نويسندگان مشرق معمول
هامش
[ 1 - ) ] مائة را مأتين كرد .
[ 2 - ) ] صورت متن از « ينى » است . در برخى از چاپها چنين است و ديگران گويند : و شايد اين صورت صحيحتر باشد .
[ 3 - ) ] در نسخهء « پ » چنين است : « اما بدسر الورق » و كلمهء « دسر » بمعنى شكافتن و سوراخ كردنست به همين سبب دسلان مينويسد شايد در آن عصر مردم موريتانى و اندلس نامهها را مانند اروپاييان در قرن سيزدهم مىبستهاند بدينسان كه نامه را چندين بار تا ميداده و سپس شكاف يا سوراخى در آن ايجاد ميكردهاند و از آن بند يا نوار كوچكى از كاغذ خان بالغ يا پوست ميگذرانيدهاند بطوريكه سر آن زير مهر واقع شود . ولى در چاپهاى ( پ ) و ( ك ) و ( ا ) بجاى « دسر » « دس » است و كلمهء مزبور بمعنى پنهان كردنست و گويا مقصود اينست كه ورق را در لفاف يا كاغذ ديگرى پاكت مانند پنهان ميكردهاند .