تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
همين معنى است . و كلمه ، بر سربندى كه بدان سر ظروف و خم‌ها را مىبندند نيز اطلاق مىشود و در اين معنى آن را « ختام » [ 1 ] ميگويند و گفتار خداى تعالى : « ختام آن مشك است » [ 2 ] نيز از همين معنى است و كسى كه كلمهء ختام را در اين آيه به نهايت و پايان تفسير كرده و گفته است زيرا آخرين چيزى كه در شراب‌شان مىيابند بوى مشك است اشتباه كرده است و معنى آيه چنين نيست بلكه در اينجا منظور ختامى است كه مرادف سربند است زيرا براى حفظ شراب در خم سربندى از گل يا قير بر آن مىنهند كه بو و مزهء آن را خوش مىكند . از اين رو در اين آيه در وصف شراب بهشت مبالغه شده است يعنى سربند آن از مشك است از لحاظ بو و مزه از گل و قير كه درين دنيا معمول است خوشبوتر و خوشمزه‌تر است . و هر گاه درست باشد كه كلمهء خاتم در همهء اين معانى به كار رود اطلاق آن بر اثرى كه از آن پديد ميآيد نيز درست خواهد بود بعبارت ديگر هر گاه در روى خاتم كلمه‌ها يا اشكالى بنگارند و سپس آن را در محلولى از گل يا دودهء سياه ( مركب ) فرو برند و آنگاه بر روى صفحهء كاغذى بزنند اثر كلمه‌ها بر آن صفحهء كاغذ بجاى خواهد ماند . همچنين اگر آن را بر روى جسم نرمى مانند موم بزنند نقش نوشته و اشكال بر روى آن جسم مرتسم مىشود و هر گاه كلماتى بر روى خاتم نقش يابد ، اگر كلمه‌ها را مستقيم و از سمت راست نوشته باشند در روى جسم از جهت چپ خوانده خواهند شد و اگر آنها را از سمت چپ بنگارند در روى جسم از جهت راست خوانده ميشوند ، زيرا مهر جهت خط را در صفحه از لحاظ چپ يا راست بر عكس آنچه بر آن نقش شده است نشان ميدهد . و احتمال آن هم ميرود كه مهر كردن به اين خاتم بوسيلهء فرو بردن آن در مركب يا گل و گذاردن آن بر روى صفحه و در نتيجه برخاستن اثر كلمات بر روى آن ، از معنى نهايت و تمام شدن باشد . بعبارت ديگر مهر صحت نوشته و نفوذ آن را مىرساند و بمعنى اينست كه اين علامت عمل كردن بنامه را تمام مىكند و اگر علامت مزبور در پايان نامه نباشد
هامش
[ 1 - ) ] بكسر « خ » . [ 2 - ) ] خِتامُهُ مِسْكٌ 83 : 26 . سورهء التطفيف ، آيهء 26 .