تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
آن را از كلمه‌هايى كه حاكى از يكتاپرستى و ستايش يزدان بود پر ميساختند و در جانب ديگر سطورى بنام مهدى و نام خلفاى پس از وى اختصاص ميدادند . و موحدان اين شكل مسكوك را تا اين روزگار همچنان حفظ كرده‌اند و چنان كه حكايت شده است از جملهء لقب‌هايى كه پيش از ظهور مهدى بدان ويرا ميستودند « صاحب درهم مربع » بوده است و غيبگويان او را پيش از آنكه قيام كند بدين لقب ستوده‌اند و در « غيب‌نامه » هاى [ 1 ] خود از ظهور دولت وى خبر داده‌اند . و اما سكه‌هاى مردم مشرق در اين روزگار داراى وزن ثابت و معينى نيست و فقط درهم و دينار را در داد و ستد هر چند عدد بجاى سنجه‌هاى [ 2 ] معينى در اوزان به كار مىبرند و بر روى آنها كلمات يكتاپرستى و درود بر پيامبر و نام سلطان را حك ميكنند [ 3 ] چنان كه مردم مغرب اين شيوه را به كار مىبرند ، و آن تقدير خداى غالب داناست [ 4 ] . و اينك [ 5 ] گفتگوى دربارهء سكه را به ياد كردن حقيقت درهم و دينار شرعى و بيان حقيقت مقدار آنها پايان ميدهيم . و حقيقت امر اينست كه سكه‌هاى دينار و درهم از لحاظ مقدار و وزن در سرزمينها و شهرستانهاى گوناگون مختلف است و شرع متعرض ذكر آنها شده و بسيارى از احكام آن از قبيل زكات و نكاح و حد زدن و جز اينها وابسته بدينار و درهم است . از اين رو ناچار بايد ارزش و مقدار آنها در شرع معين و معلوم باشد تا احكامى را كه بدانها مربوط است بتوان در برابر دينارها و درهمهاى غير شرعى اجرا كرد . بنابر اين بايد دانست كه از آغاز اسلام و روزگار صحابه و تابعان اجماع
هامش
[ 1 - ) ] غيب نامه‌ها ترجمهء كلمهء « ملاحم » جمع « ملحمة » است كه مفرد آن در لغت بمعنى حادثهء بزرگ پر از كشتار و آشوب است چنان كه يكى از القاب پيامبر اسلام « نبى الملحمة » باشد ، رجوع به اقرب الموارد شود . ولى در اصطلاح علوم مرموز و جفر كلمهء « ملاحم » را بر قصايدى اطلاق ميكنند كه در آنها وقايع و حوادث آينده پيشگويى شده باشد ، چنان كه در همين كتاب ، فصل 53 از باب دوم بموضوع پيشگوييها و « ملاحم » و وجه تسميهء جفر اختصاص يافته است . [ 2 - ) ] سنجه ، سنجهء ترازو عبارت از وزنه‌ايست كه بدان وزن اشياء را ميسنجند مانند اوقية و رطل و مانند اينها . كلمه معرب « سنگه » فارسى است و عرب آن را « صنجة » هم مينويسند ( اقرب الموارد ) . [ 3 - ) ] در نسخهء ( پ ) و « ينى » : حك ميكنند ، و در نسخ چاپ مصر و بيروت : « حك نميكنند » . [ 4 - ) ] ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ 36 : 38 . سورهء يس ، آيهء 38 . [ 5 - ) ] در « ينى » پيش از : و اينك با خط درشت ( تنبيه ) نوشته شده است .