در نهاد آدمى تأثير بيم انگيزى مىبخشد ولى سوگند ياد مىكنم كه تأثير آوازهاى مزبور امرى وجدانى ( روحى ) در رزمگاهها است كه هر فرد تأثير روحى آنها را در خود مىيابد و اين علتى را كه ارسطو آورده ، اگر آن را ياد كرده باشد ، ببعضى اعتبارات صحيح است .
ولى در اين باره حقيقت اينست كه نفس هنگام شنيدن نغمهها و آوازها بىشك شادى و طرب احساس مىكند چنان كه به مزاج روح سرمستى خاصى ميرسد كه بدان هر امر دشوارى را آسان مىكند و در اين راه هر آنكه باشد جان سپارى نشان ميدهد و اين كيفيت حتى در جانوران زبان بسته هم موجود است و چنان كه دانستى شتر را با خواندن سرود و اسب را با صفير و فرياد برمىانگيزند و هنگامى كه آوازها متناسب باشد تأثير آن فزونتر است چنان كه در غنا و موسيقى مشاهده مىشود و هر كسى ميداند كه از موسيقى چه حالتى بشنونده دست ميدهد .
و به همين سبب ملتهاى غير عرب در رزمگاهها آلات موسيقى [ 1 ] به كار مىبرند نه بوق يا طبل . چنان كه نوازندگان با آلات موسيقى در پيرامون پادشاه كه در موكب خويش مىباشد حلقه ميزنند و آهنگهاى گوناگون مينوازند و در نتيجهء ايجاد طرب و شادى نفوس دلاوران را بر مىانگيزند به حدى كه جان سپارى ميكنند .
و ما در جنگهاى عرب ديدهايم كه سرود گوى در پيش موكب با آهنگ غنا شعر ميخواند و جنگندگان را بطرب ميآورد چنان كه پهلوانان با جوش و خروش بهيجان ميآيند و شتابان بسوى ميدانگاه جنگ رهسپار ميگردند و هر پهلوانى بسوى پهلوان هم نبرد خود برانگيخته مىشود .
همچنين زناته كه از ملتهاى مغرب بشمار ميروند بر همين شيوهاند .
شاعر آنان در پيش صفوف مىايستد و اشعار را با آهنگ محركى ميخواند و با خواندن خود كوههاى راسخ را بجنبش در ميآورد و كسانى را آمادهء جان سپارى
هامش
[ 1 - ) ] در نسخهء پاريس « موسيقارية » و در نسخ مصر و بيروت « موسيقية » است به همين سبب در حاشيهء چاپهاى مذكور نوشتهاند : در نسخهاى موسيقار است و صحيح آنست زيرا موسيقى نام نغمهها و آهنگها و توقيع آنهاست و از اين رو آن را موسيقير و زنندهء آلت را موسيقار گويند . رجوع به اول سفينهء شيخ محمد شهاب شود . حاشيهء چاپ ( ك ) و ( ب ) و ( ا ) .