منصور بسبب آنكه او را به لقب امير المؤمنين خطاب نكرده بودند سخت دل آزرده و متنفر شد ليكن در اين باره چيزى نگفت و آن را در دل نهان ساخت و انواع احسان و بخشش را نسبت به آنان مبذول داشت و ايشان را بسوى صلاح الدين روانه كرد و هيچ پاسخى بدرخواست او نداد .
و اين امر نشان ميدهد كه در آن روزگار نيروى دريايى اختصاص بسلاطين مغرب داشته است و هم ملتهاى مسيحى در كرانهء شرقى مديترانه داراى ناوگان نيرومندى بودهاند ولى دولتهاى مصر و شام در آن عصر و پس از آن دوران بامور نيروى دريايى توجهى نداشتهاند و در تجهيزات آن نميكوشيدهاند .
و چون يعقوب [ 1 ] منصور در گذشت و دولت موحدان رو بزبونى نهاد و جلالقه [ 2 ] ( گاليسينها ) بر بيشتر نواحى اندلس استيلا يافتند و مسلمانان را مجبور كردند تا به سواحل دريا پناه برند و جزايرى را كه در جانب غربى درياى مديترانه بود متصرف شدند قدرت جلالقه در سراسر درياى مزبور توسعه يافت و بمنتهاى شوكت نايل آمدند و نيروى دريايى آنان فراوانى يافت و از اقتدار مسلمانان در آن دريا كاسته شد و نيروى دريايى ايشان با نيروى جلالقه برابر گرديد ، چنان كه در روزگار سلطان ابو الحسين پادشاه زناته در مغرب وضع بر اين منوال بود زيرا ناوگان او هنگامى كه آهنگ جهاد كرد از لحاظ شماره و كيفيت با نيروى دريايى مسيحيان برابر بود .
از آن پس نيروى دريايى مسلمانان باز هم رو بتنزل نهاد و از ميزان مزبور هم كمتر شد زيرا بدولتهاى اسلامى ضعف و زبونى راه يافت و به علت فزونى رسوم باديهنشينى در مغرب رسوم دريانوردى را از ياد بردند و رسومى را كه از اندلس فرا گرفته بودند از دست دادند ولى مسيحيان در دريانوردى به همان شيوهاى بازگشتند كه در آن شهرت داشتند از قبيل مهارت و تمرين و ممارست در آن و بصيرت به احوال ( و فنون ) آن ، و آن ملتها در لجهء دريا بر تخته پارهها ( كشتىها ) غالب آمدند . و مسلمانان ، بجز گروه قليلى كه در آن تمرين مىكردند در اين دريا
هامش
[ 1 - ) ] « ابو يعقوب » در نسخ ( ب ) و ( ا ) و ( ك ) .
[ 2 - ) ]Galices