معلومات ما بمرحلهاى نائل آمد كه نه در گذشته بدان مرتبه رسيده بود و نه در آينده .
و چون صلاح الدين يوسف بن ايوب پادشاه مصر و شام در آن روزگار بر آن شد كه مرزهاى شام را از ملتهاى مسيحى باز ستاند و بيت المقدس را [ از لوث كفر و بناى آنها ] [ 1 ] پاك كند ، نيروهاى دريايى كفار از كليهء نواحى نزديك بيت المقدس كه در تصرف آنان بود براى رساندن كمك به آن مرزها پى در پى روان شدند و آنها را از لحاظ افراد و مواد غذايى يارى ميكردند و نيروى دريايى اسكندريه نميتوانست در برابر آنان مقاومت كند زيرا آنها پيوسته در اين كرانهء شرقى دريا غلبه ميكردند و در آن سوى ناوگان فراوانى داشتند و مسلمانان از دير زمانى ضعيف شده بودند و نميتوانستند از حملات مسيحيان در آن ناحيه جلوگيرى كنند چنان كه در صفحات پيش بدان اشاره كرديم . از اين رو صلاح الدين عبد الكريم بن منقذ از خانوادهء بنى منقذ ملوك شيزر كه آنان را بر قدرتى كه داشتند رها كرده و در دولت خويش ايشان را باقى گذارده بود با هيئتى بنمايندگى بسوى يعقوب [ 2 ] منصور كه در آن روزگار سلطان مغرب بود گسيل كرد . صلاح الدين اين خاندان را بر قدرتى كه داشتند رها كرده و در دولت خويش آنان را باقى گذارده بود . از اين رو بوسيلهء عبد الكريم از منصور طلب يارى كرد كه نيروى دريايى خويش را در اختيار وى بگذارد تا در دريا ميان ناوگان كفار و هدف ايشان كه كمكهاى مسيحيان در قلاع شام بود به گردش و « مراقبت » پردازد . و نامهاى بقلم فاضل بيسانى خطاب به منصور بوسيلهء عبد الكريم نزد آن سلطان فرستاد كه بر حسب آنكه عماد اصفهانى نامه را در كتاب فتح القدسى [ 3 ] نقل كرده آغاز آن چنين است :
« خداوند درهاى كاميابىها و فرخندگىها را به روى حضرت [ 4 ] ما بگشايد » .
هامش
[ 1 - ) ] از دسلان است . در چاپهاى مصر و بيروت : « و تطهير بيت المقدس » است .
[ 2 - ) ] « ابو يعقوب » در نسخ ( ب ) و ( ا ) و ( ك ) .
[ 3 - ) ] فتح القيسى ( ك ) .
[ 4 - ) ] كلمهء « حضرت » در نسخ ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) نيست .