در ساحل شمالى دريانوردى ميكردند و با پادشاهان فرنگ بنبرد سخت برميخاستند و در ممالك ايشان كشتار فراوان ميكردند چنان كه در روزگار خاندان ابو الحسين [ 1 ] از ملوك سيسيل كه در آن جزيره عقايد عبيديان ( فاطميان ) را تبليغ ميكردند اين قضيه روى داد . و ملتهاى مسيحى نيروى دريايى خود را به سواحل فرنگ و اسلاوها و جزاير رومانى [ 2 ] بجانب شمال شرقى درياى روم واپس بردند و آن نواحى را ترك نميگفتند ولى نيروى دريايى مسلمانان چنان بر ايشان تاختند كه گويى شير بر شكار خود هجوم ميبرد و بيشتر سطح اين دريا از بسيج و گروههاى لشكريان آنان آكنده شده بود و در راههاى دريايى آن بخشها خواه به منظور جنگ و خواه به قصد سفرهاى صلح آميز رفت و آمد ميكردند چنان كه اثرى از نيروى دريايى مسيحيان بجاى نماند و حتى تخته پارههايى هم از آن در روى آب شناور نبود .
تا آنكه دولتهاى عبيديان و امويان رو بسستى و زبونى نهادند و رنجورى بدولتهاى آنها راه يافت . در اين هنگام مسيحيان بجزاير شرقى درياى مديترانه مانند سيسيل و كرت و مالت دست درازى كردند و آنها را متصرف شدند . سپس در همين فترت بسواحل شام هجوم آوردند و بر طرابلس و عسقلان و صور و عكا تسلط يافتند و كليهء مرزهاى سواحل شام را زير استيلاى خويش در آوردند و بيت المقدس را متصرف شدند و در آنجا كليسيايى براى آشكار ساختن دين و عبادت خود به پا كردند و بر خاندان خزرون طرابلس ( غرب ) و سپس بر قابس [ 3 ] و صفاقس [ 4 ] غلبه يافتند و آنها را به دادن گزيت مجبور ساختند ، سپس مهديه پايتخت عبيديان ( فاطميان ) را از تصرف اعقاب بلكين بن زيرى بدر آوردند و آنان در سده پنجم حملهء بر اين دريا را آغاز كرده بودند كه وضع نيروى دريايى دولت مصر و شام رو بضعف و سستى نهاده بود تا آنكه از ميان رفت و بهيچرو بامور دريانوردى تا اين روزگار هم توجهى نكردند ، در صورتى كه در گذشته و بويژه در دوران دولت عبيديان ( فاطميان ) عنايت و توجهى بيش از حد بدان مبذول ميداشتند چنان كه
هامش
[ 1 - ) ] خاندان ابو الحسين دودمان كوچكى بودند كه آنها را بنام « كلبية » نيز ميخواندند . ابن خلدون در جاى ديگرى از همين كتاب ابو الحسين را از اجداد كلبية شمرده است . رجوع به ص 41 جلد دوم ترجمهء دسلان شود .
[ 2 - ) ] شايد مقصود مجمع الجزاير يونانست ( دسلان ) .
[ 3 - ) ]Cabes[ 4 - ) ]LSfax