اخبار آن در تاريخ ايشان معروفست . در نتيجه رسم اين منصب و پايگاه ( فرماندهى نيروى دريايى ) به كلى در مصر از ميان رفت و تنها در افريقيه و مغرب اين رسم باقى ماند و بدان ممالك اختصاص يافت چنان كه در ناحيهء غربى اين دريا همواره ناوگان نيرومند و نيروى دريايى مهمى وجود داشته و هم اكنون نيز وجود دارد و هيچ دشمنى را ياراى تجاوز و حمله بدان كرانهها نيست .
و فرمانده نيروى دريايى آن سرزمين در روزگار دولت لمتونه ( مرابطان ) بنى ميمون رؤساى جزيرهء قادس [ 1 ] بودند و عبد المؤمن ( از موحدان ) بسبب تسليم و فرمانبرى ايشان آن منصب را از ايشان باز گرفت و شمارهء نيروى دريايى ايشان در فاس ( عدوه اندلس و عدوه قيرويان ) رويهمرفته به صد كشتى رسيده بود .
و چون دولت موحدان در سده ششم باوج عظمت رسيد و فاس ( عدوه اندلس و عدوه قيرويان ) را به تصرف خويش در آورد سلاطين ايشان منصب و پايگاه دريانوردى را بكاملترين و بزرگترين وضعى كه تاكنون شنيده شده تأسيس كردند و سپهسالار نيروى دريايى ايشان احمد صقلى بود و او در اصل از قبيلهء صدغيان [ 2 ] بود كه در جزيرهء جربه [ 3 ] ناحيهء سدويكش [ 4 ] سكونت داشتند .
و مسيحيان او را از سواحل آن جزيره باسارت برده بودند و در نزد ايشان تربيت يافته بود . آنگاه خدايگان صقليه ( سيسيل ) او را برگزيد و بر كشيد و از خواص خويش گردانيد سپس خدايگان هلاك شد و پسرش جانشين او گشت ولى احمد صقلى به علت برخى از تمايلات خدايگان جديد را بخشم آورد و او از بيم جان خود بتونس پناه برد و بر شاهزادهء آن شهر كه از خاندان عبد المؤمن بود فرود آمد و از آنجا بمراكش رفت و در آنجا خليفه يوسف بن عبد المؤمن او را مشمول احسان و مهر خويش قرار داد و جوايز بسيارى بوى بخشيد و او را بفرماندهى نيروى دريايى خويش بر گماشت و وى در ميدان جهاد با ملتهاى مسيحى سبقت جست و در دولت موحدان داراى يادگارها و مقاماتى بنام بود . و در روزگار او نيروى دريايى مسلمانان هم از لحاظ شماره و هم از حيث خوبى و استحكام در حدود
هامش
[ 1 - ) ]Cadix[ 2 - ) ]Sadghian[ 3 - ) ]Djeba[ 4 - ) ]Sedouikich