و هر كشتى داراى رئيسى بود كه امور راندن آن را با باد يا پاروزنى اداره ميكرد و فرمان ميداد كه كشتيها در بندر لنگر اندازند و هنگامى كه نيروهاى دريايى براى جنگى احتمالى [ 1 ] يا كار دولتى مهمى گردآورى ميشوند در بندر معينى سپاهيان متمركز ميگردند و سلطان گروهى عظيم از رجال و دلاوران لشكرى و موالى خويش را در آن ناوگان جاى ميدهد و كليهء كشتيها از اين گونه مردان جنگى پر مىشود .
آنگاه يكى از رجالى را كه از عالىترين طبقات مردم كشور مىباشد بفرماندهى نيروى مزبور برميگزيند و همهء افراد بايد از وى كسب دستور كنند وزير فرمان او باشند . سپس فرمان آنان را بمقصدى كه در نظر هست صادر مىكند و منتظر بازگشت ايشان مىشود كه با پيروزى و غنايم باز آيند . مسلمانان در روزگار دولت اسلامى بر كليهء سواحل اين دريا ( درياى مديترانه ) تسلط يافته بودند و قدرت و صولت ايشان در فرمانروايى بر آن دريا باوج عظمت رسيده بود و ملتهاى مسيحى هيچگونه تاب و توانى در برابر نيروى دريايى ايشان نداشتند و مسلمانان در همه روزگار فرمانروايى خويش براى فتوحات درياى مزبور را مسخر ساخته بودند و از اين رو بآنهمه مقامات معلوم در فتح رسيدند و غنايم بسيار بدست آوردند و همهء جزاير منقطع از سواحل درياى مزبور را به تصرف آوردند مانند ميورقه ( ميورك ) و منورقه ( مينورك ) و يابسه ( ايويسا ) و سردانيه ( ساردنى ) و صقليه ( سيسيل ) و قوصره ( كسره ) و مالطه ( مالت ) و اقريطش ( كرت ) و قبرس ، و بيشتر كشورهاى روم و فرنگ .
و ابو القاسم شيعى و پسرانش با نيروى دريايى خويش از مهديه به جزيرهء جنوه ( ژن ) حمله مىبردند و پيروزى مىيافتند و غنايم بسيار بچنگ ميآوردند و مجاهد عامرى خدايگان دانيه از ملوك طوايف اندلس جزيرهء ساردنى ( سردانيه ) را بوسيلهء نيروى دريايى خويش در سال 405 فتح كرد و مسيحيان در همان روزگار آن را پس گرفتند ، و خلاصه مسلمانان در خلال كليهء اين مدت بر قسمت اعظم اين دريا تسلط يافتند و نيروى دريايى ايشان در آن دريا رفت و آمد ميكرد و سپاهيان اسلام بوسيلهء نيروى دريايى خويش از سيسيل تا بر بزرگ ( اروپا ) روبروى آن
هامش
[ 1 - ) ] لغزو محتمل « ينى » لغزو محتفل . ( چاپهاى بيروت ) و صورت متن از « ينى » است .