تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
عاص ، رض ، نوشت كه دريا را براى من وصف كن . و او در پاسخ نوشت : دريا آفريده‌اى عظيم است كه آفريده‌اى ناتوان بر آن مىنشيند مانند كرمى كه بر چوبى جاى گيرد . آن وقت عمر اشاره كرد كه از دريانوردى مسلمانان و سوار شدن آنان در كشتى جلوگيرى شود و از آن پس هيچيك از افراد عرب بر كشتى سوار نشد مگر كسانى كه از فرمان عمر سرپيچى كردند و در نتيجه مورد بازخواست وى واقع شدند مانند عرفجة بن هرثمهء ازدى رئيس قبيلهء بجيله كه چون در عمان بجنگ پرداخت و خبر جنگ وى در دريا به گوش عمر رسيد ، اين رفتار ويرا زشت شمرد و او را مورد سرزنش و ملامت قرار داد كه چرا براى جنگ دريانوردى كرده است . و وضع بر همين منوال ادامه داشت تا آنكه روزگار معاويه فرا رسيد و وى به مسلمانان اجازه داد در كشتى بنشينند و بوسيلهء آن جهاد كنند و علت منع عمر اين بود كه عرب بسبب باديه‌نشينى در آغاز امر در فنون كشتيرانى و دريانوردى هيچگونه مهارتى نداشتند ليكن روميان و فرنگان چون در اين باره ممارست ميكردند چنان تربيت يافته بودند كه همواره قادر بودند كشتيرانى كنند و در نتيجهء تمرين بسيار فنون آن را به خوبى فرا گرفته بودند و در كشتيرانى مهارت داشتند . و چون عرب بسلطنت و كشوردارى رسيد و قدرت و تسلط ايشان باوج كمال ارتقا يافت و ملت‌هاى غير عرب خدمت آنان را به گردن گرفتند و در زير فرمانروايى آنان واقع شدند و هر هنرمند و صنعتگرى فرا خور هنر و فن خود به آنان تقرب جست و در نيازمنديهاى دريانوردى خويش گروهى از ملاحان بيگانه از ملل گوناگون را استخدام كردند و در فن دريانوردى و كشتيرانى بكمال بممارست و تمرين پرداختند و رفته رفته در اين فن بصيرت پيدا كردند و شيفتهء آن شدند كه بدين وسيله بجهاد پردازند و بايجاد كشتيها و نبرد ناوهاى بزرگ [ 1 ] همت گماشتند و نيروى دريايى خويش
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء « شوانى » جمع « شونى » يا « شينى » است و آن از مهمترين انواع كشتيهاى جنگى است كه نيروى دريايى از آن فراهم ميآمده و از همهء كشتيهاى ديگر بيشتر مورد توجه بوده است . در اين نوع نبرد ناوكه از بزرگترين كشتيها بشمار ميرفته است برجها و قلاعى براى دفاع و حمله تعبيه ميكرده‌اند و برجهاى مزبور داراى چندين طبقه بوده است كه در طبقهء بالاى آن سپاهيان مسلح به تير و كمان جاى داشته و در طبقهء پائين ملاحان پاروزنى ميكرده‌اند . حاشيهء كتاب « الظاهر بيبرس و حضارة مصر فى عصره » تأليف محمود جمال الدين سرور ، چاپ قاهره 1938 ص 144 .