تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
مرئوس ديگر پايگاه‌هاى زير نظر وزيران بشمار ميرفته است چه وزير هر گونه صلاح ميديد در پايگاه حاجبى دستور ميداد و همچنين در جريان روزگار بنى عباس وضع بدين منوال بوده و هم تا اين عصر در مصر اين شيوه متداولست و حاجب مرئوس وزير دست درجهء بالاترى است كه متصدى آن را « نايب » مينامند . ليكن در دولت اموى اندلس حاجبى به كسى تعلق داشت كه سلطان را از ديدار خواص و عوام نهان ميكرد و ميان سلطان و وزيران و فروتر از آنان واسطه‌اى بشمار ميرفت و از اين رو اين مقام در دولت ايشان از پايگاههاى بلند بشمار ميرفت چنان كه در اخبار ايشان مىبينى ، مانند ابن جدير [ 1 ] و ديگر حاجبان ايشان . و آنگاه چون دوران خودكامگى و يكه تازى دولت فرا رسيد اين لقب بسبب اهميتى كه داشت به كسى اختصاص يافت كه بخودكامگى در دستگاه دولت نائل آمده بود . از اين رو منصور بن ابى عامر و هم فرزندان وى را « حاجب » ميخواندند و هنگامى كه در مظاهر و اطوار ( مراحل ) كشوردارى ( بمرحله نهايى ) رسيدند دوران ملوك الطوائف فرا رسيد [ 2 ] و آنان نيز لقب حاجبى را فرونگذاشتند و آن را منزلتى بزرگ ميشمردند و ناچار بودند در عناوين بزرگترين شخصيت كشور پس از نسبت دادن القاب و اسامى پادشاه بوى ، دو لقب « حاجب » و « ذو الوزارتين » را قيد كنند كه لقب اخير عنوان عهده‌دارى شمشير و قلم هر دو بود . « حاجب » حكايت ميكرد كه بار يافتن عامه و خاصه بدرگاه سلطان در اختيار اوست و « ذو الوزارتين » نشان ميداد كه دو منصب شمشير و قلم بوى اختصاص دارد . از آن پس در دولتهاى مغرب و افريقيه ذكرى از اين اسم نبود از اين رو كه آنان هنوز زير تأثير باديه‌نشينى بودند و شايد در دولت عبيديان مصر كلمهء حاجبى را بيابيم ولى آن هم اندك و پس از بزرگ شدن دولت و خو گرفتن آنان بآداب شهرنشينى است . و چون دولت موحدان بر سر كار آمد ، بجز در پايان دورهء فرمانروايى خويش
هامش
[ 1 - ) ] در كليهء نسخه‌هاى چاپهاى مصر و بيروت و چاپ پاريس « ابن حديد » و « ابن حدير » است ولى دسلان آن را به « ابن جدير » ( بضم ج - فتح د ) تصحيح كرده است . ابن جدير وزير و بزرگترين پيشكار عبد الرحمن ناصر خليفهء بزرگ امويان اندلس بوده و در اواسط صفر سال 320 هجرى در گذشته است . [ 2 - ) ] عبارت در اينجا در همه نسخه‌ها مشوش است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 460 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى