تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
و باستقلال كار ميكرد [ و خليفه همهء امور خلافت را بوى تفويض كرده و او را به نظر و اجتهاد خودش وا گذاشته بود . و در اين هنگام به علت تشكيل يافتن وزارت تفويض اختلاف روى داده بود همچنانكه دربارهء دو امام با هم اختلاف نظر پديد آمده بود و در احكام مربوط به خلافت ياد كرديم . ] [ 1 ] آنگاه موضوع غلبه يافتن و تسلطجويى همچنان ادامه يافت تا آنكه فرمانروايى بپادشاهان غير عرب منتقل شد و رسم خلافت بىرونق شد . و اين غلبه‌جويان القاب خلافت را به خود نسبت نميدادند و از شركت با وزيران در القاب وزارت نيز استنكاف ميورزيدند چه وزيران بمنزلهء چاكران آنان بشمار ميرفتند از اين رو خود را بنامهاى « امير » و « سلطان » ميخواندند . و آنكه دولت را بانفراد و خودكامگى اداره ميكرد به « امير الامراء » يا « سلطان » ناميده ميشد علاوه بر القابى كه خليفه به آنان مىبخشيد و آنها را بدان سرافراز ميكرد ، چنان كه در القاب ايشان مىبينيم . و نام وزير را براى كسانى گذاشتند كه خليفه آنها را بامور مخصوص خويش ميگماشت و اين وضع تا پايان دولت ايشان همچنان بر جاى بود . و در خلال كليهء اين اوضاع زبان فاسد گرديد و بمنزلهء صناعتى شد كه برخى از مردم آن را پيشهء خود ميساختند و از اين رو اين گونه كسان به خدمت گماشته شدند و در نتيجه وزيران از وظيفهء مربوط بامور بلاغت و زبان دورى گزيدند بسبب پيشه بودن آن و هم بدين سبب كه آنان غير عرب بودند و اين بلاغت در زبان شان وجود نداشت از اين رو كسانى از طبقات ديگر براى امر بلاغت برگزيده شدند و بدان اختصاص يافتند و اين پيشه در خدمت وزيران قرار گرفت . و نام « امير » به خدايگان جنگ‌ها و سپاهيان و آنچه مربوط به اين امور است اختصاص يافت و او با داشتن اين سمت بر ديگر صاحبان مراتب و درجات درگاه خلافت تسلط كامل داشت و فرمان وى درباره همهء آنان يا بنيابت و يا باستقلال نافذ بود . و وضع بر همين منوال ادامه داشت آنگاه در پايان دولت ترك در مصر روى كار آمد . و اينان متوجه شدند كه وزارت مبتذل شده است از اين رو كه پيشه بلاغت از آن
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » مطالب ميان كروشه در حاشيه آمده و در نسخ ديگر اسقاط شده است . دسلان آنها را از نسخهءAكه در دسترس وى بوده نقل كرده است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 457 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى