مراتب آن اهميت يافت شأن و پايهء وزير ارجمندى پذيرفت و در اجراى امور و حل و عقد كارها جانشين و نايب خليفه شد و پايهء وزير در دستگاه دولت اهميت يافت و بزرگان قوم بوى روى آوردند و سران خاضع وى شدند و در ديوان محاسبات صاحب نظر شد چه مقام او ايجاب ميكرد كه در تقسيم مستمريهاى ساليانهء لشكريان مراقبت كند و در نتيجه ناچار شد چگونگى گردآورى و مخارج آن را هم زير نظر قرار دهد و توجه بدين امر نيز بر وظايف او افزود ، آنگاه امور قلم و نامهنگارى نيز زير نظر او قرار گرفت تا اسرار سلطان و بلاغت زبان را صيانت كند چه زبان در نزد عامهء مردم تباهى گرفته و خلل بدان راه يافته بود و مهرى [ 1 ] براى دفاتر احكام و اسناد [ 2 ] سلطان اختصاص داد . تا آنها را از انتشار ( در هر جا ) حفظ كند و بنابر اين نام وزير مشتمل بر دو پايگاه شمشير و قلم و ديگر معانى وزارت و معاونت گرديد ، چنان كه حتى جعفر بن يحيى در روزگار رشيد سلطان خوانده ميشد اشاره باينكه ويرا در امور نظرى شامل و عمومى است و انجام دادن كارهاى دولت بر عهدهء اوست و هيچيك از مراتب و پايگاههاى درگاه پادشاه از يد قدرت وى بيرون نبود بجز امر حاجبى يعنى ايستادن بر درگاه . فقط اين وظيفه بعهدهء ديگرى بود چه جعفر از چنين شغلى استنكاف ميورزيد . سپس در روزگار دولت عباسى كيفيت غلبه يافتن بر سلطان و استقلال خواهى در برابر وى پيش آمد و نوبت بنوبت در آن روزگار رجال ( وزيران ) خودكامگى و استيلاگرى پيش ميگرفتند چنان كه يك بار مقام وزارت غلبه مييافت و بار ديگر سلطان غالب ميشد و هر گاه وزير تسلط و غلبه مىيافت مجبور بود بنيابت و جانشينى خليفه كار كند تا احكام شرعى درست و منطبق بر اصول آن باشد چنان كه در مطالب پيش بدان اشاره كرديم . و در اين هنگام وزارت به دو گونه تقسيم شد : يكى وزارت اجرا و تنفيذ ، و آن هنگامى بود كه سلطان بخويش اتكا داشت و داراى استقلال بود و وزير بمنزلهء نمايندهء او در اجراى امور بشمار ميرفت ، و ديگرى وزارت تفويض ، و آن در شرايطى بود كه وزير بر سلطان غالب و مسلط بود
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء « خاتم » است .
[ 2 - ) ] ترجمهء « سجلات » است كه در لغت بمعنى دفتر حكم يا عهد يا اقرار است و در نزد فقها دفترى است كه در آن قاضى صورت دعاوى و حكم و اسناد و چكهاى معاملات را قيد مىكند تا در نزد او محفوظ باشد ، مانند دفاتر اسناد امروز .