و جانشين پطرك ، ميناميدند و امامى كه نماز را اقامه ميكرد و در دين فتوى ميداد قسيس ميخواندند . و كسى را كه از خلق جدا ميشد و در خلوت خود را منزوى ميكرد و بعبادت ميپرداخت راهب ميخواندند و بيشتر در صومعهها [ 1 ] منزوى ميشدند . و پطرس رسول رئيس حواريان و بزرگتر شاگردان مسيح در رومه بود و در آنجا بر پا داشتن مراسم دين نصارى را بر عهده داشت تا اينكه نرن [ 2 ] پنجمين پادشاه روم ( قياصره ) او را [ با عدهاى از پطركها و اسقفها ] [ 3 ] كشت . سپس آريوس [ 4 ] بر كرسى اسقفى روم ( رم ) نشست بخلافت و جانشينى . و مرقاص انجيلى در اسكندريه و مصر و مغرب مدت هفت سال مردم را دعوت ميكرد و پس از وى حنانيا بجاى او اين وظيفه را بر عهده گرفت و ويرا پطرك ميناميدند و او نخستين پطرك در آن نواچى بود و دوازده قسيس ( كشيش ) [ 5 ] تعيين كرد بدين منظور كه اگر پطرك در گذرد يكى از آن دوازده تن جانشين او گردد و يكى از مؤمنان را بجاى آن دوازدهمى كه جانشين پطرك ميشد بر ميگزيدند بنابر اين امر پطركها به كشيشان محول ميشد آنگاه چون در ميان آنان دربارهء قواعد و عقايد دينشان اختلاف روى داد و در نيقيه [ 6 ] در روزگار كنستنتين براى رهايى و تجريد حق در دين اجتماع كردند و سيصد و هجده تن از اسقفها بر يك نظر در امور دينى همرأى شدند از اين رو آن را نوشتند و بنام راهنما و پيشوا [ 7 ] خواندند و بمنزلهء اصلى قرار دادند كه بدان رجوع كنند و از جملهء دستورهايى كه نوشته بودند اين بود كه در تعيين پطرك عهدهدار دين به اجتهاد كشيشها رجوع نشود چنان كه حنانيا شاگرد مرقاص مقرر داشته بود و اين شيوه را باطل كردند بلكه مقرر داشتند كه در تعيين جانشين خود بايد با گروهى از برگزيدگان ائمهء مؤمنان و رؤساى ايشان مشورت شود . و از آن وقت اين مسئله بر همين وضع باقى ماند .
آنگاه پس از اين واقعه در اصول و قواعد دين اختلاف كردند و براى تقرير قواعد آن اجتماعات و انجمنهايى داشتند اما در خصوص قاعدهء مزبور اختلافى
هامش
[ 1 - ) ] صومعه ، عبادتگاه راهبان ( اقرب الموارد )
[ 2 - ) ]Neron[ 3 - ) ] در ينى و ترجمهء دسلان نيست .
[ 4 - ) ]. Arbous[ 5 - ) ] كسى كه رتبهء او ميان اسقف و شماس باشد .
[ 6 - ) ]Nicee[ 7 - ) ] اين ترجمه ( امام ) از چاپهاى مصر و بيروت است ولى در « ينى » و ترجمهء دسلان « امانت » است .