تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و اگر بگوييم ( راى ) كل حق و هر مجتهدى مصيب است پس سزاوارتر آن است كه خطا و بغلط نسبت دادن را نفى كنيم و غايت خلافى كه ميان صحابه و تابعان است اين است كه خلافى اجتهادى است دربارهء مسائل دينى مبتنى بر ظن و حكم ( فقهى و اصولى ) آن همين بود كه ياد كرديم و اختلافاتى كه در اين باره ( اجتهاد ) در اسلام روى داده عبارتست از : واقعهء على با معاوية و هم واقعهء آن حضرت با زبير و عايشه و طلحة ، و واقعهء حسين با يزيد ، و واقعهء ابن الزبير با عبد الملك . اما واقعهء على بدان سبب بود كه مردم هنگام كشته شدن عثمان در نواحى و شهرهاى مختلف پراكنده بودند و در بيعت با على حضور نداشتند و آنان هم كه حضور داشتند گروهى از ايشان بيعت با على را پذيرفتند و گروهى از آن خوددارى كردند تا مردم همه گرد آيند و بر امامى متفق شوند و اينان عبارت بودند از : سعد و سعيد و ابن عمر و اسامة بن زيد و مغيرة بن شعبة و عبد الله بن سلام و قدامة بن مظعون و ابو سعيد خدرى و كعب بن عجرة [ 1 ] و كعب بن مالك و نعمان بن بشير و حسان بن ثابت و مسلمة بن مخلد و فضالة بن عبيد و امثال ايشان از بزرگان صحابه . و كسانى هم كه در شهرها و امصار [ 2 ] بودند نيز از بيعت با على برگشتند و بخونخواهى عثمان برخاستند و امر خلافت را به وضع بيسر و سامانى و هرج و مرج وا گذاشتند تا شورايى از ميان مسلمانان تشكيل شود و كسى را بخلافت برگزينند و سكوت على را دربارهء قاتلان عثمان نوعى نرمى و بىاعتنايى گمان ميكردند نه مساعدت و يارى به عثمان ، پناه به خدا ! هرگز چنين تصورى نميتوان كرد ! و همانا معاويه هم هنگامى كه بطور صريح بملامت على ميپرداخت ملامت تنها متوجه سكوت على دربارهء قتل عثمان بود . از آن پس اختلاف نظر ديگرى روى داد چنان كه على معتقد بود مردم ويرا بخلافت برگزيده و بيعت با وى صورت گرفته است و بر كسانى كه تأخير روا داشته‌اند بيعت لازم است بسبب اجتماع كسانى كه در خانهء پيامبر ، ص ، در مدينه و موطن صحابه گرد آمده‌اند . و موضوع خونخواهى عثمان را بتأخير انداخت و
هامش
[ 1 - ) ] « كعب بن عجرة » در چاپ ( ك ) افتاده است . [ 2 - ) ] مؤلف امصار را گويا اغلب بر شهرهاى معلومى همچون بصره و كوفه و مصر و شام اطلاق مىكند .