وليعهد حفظ وراثت مقام امامت باشد كه به ارث بپسران ايشان برسد . چنين منظورى با مقاصد دينى موافقت ندارد ، زيرا خلافت و امامت امريست از جانب خدا كه آن را بهر يك از بندگان خود بخواهد اختصاص ميدهد و سزاست كه تا حد امكان در ولايت عهد حسن نيت باشد از بيم عبث و باطل شدن مناصب دينى . و پادشاهى مخصوص خداست آن را بهر كه بخواهد مىبخشد [ 1 ] . و در ضمن اين گفتار بمسائلى بر خورديم كه ناچاريم حقيقت آنها را بيان كنيم . نخست آنكه يزيد در روزگار خلافت خود بفسق دست يازيده است ولى مبادا هرگز گمان برى كه معاويه ، رض ، ازين رفتار وى آگاه بوده است چه او عادلتر و افضل از آنست كه چنين تصورى دربارهء وى روا داريم بلكه معاويه در ايام حيات خود يزيد را از شنيدن غنا ( موسيقى ) سرزنش مينمود و ويرا از آن نهى ميكرد و حال آنكه چنين خطا و عيبى نسبت باعمال فسق و فجور كوچكتر از آنست با آنكه عقايد و فتاوى علما دربارهء غنا يكسان نبود و در آن اختلاف نظر داشتند . و چون يزيد مرتكب فسق و فجور شد در آن موقع صحابه نسبت به وضع او اختلاف نظر پيدا كردند ، از آن جمله دستهاى از آنان بقيام بر ضد او معتقد بودند و به همين سبب بيعتش را نقض كردند مانند حسين ، ع ، و عبد الله بن زبير ، رض ، [ 2 ] و كسانى كه از آنان پيروى كردند . و گروه ديگرى از صحابه از اين گونه مخالفتها امتناع ورزيدند چه نتيجهء آن را بر انگيختن فتنه و آشوب و فزونى خونريزى مىدانستند و در عين حال خود را از مقاومت در برابر يزيد عاجز ميديدند زيرا شوكت و تسلط وى در آن روزگار نيروى قبيلهاى خاندان امويان بشمار مىرفت و جمهور اهل حل و عقد امور از خاندان قريش بودند و كليهء عصبيت مضر از آنها پيروى ميكردند و بنابر اين بزرگترين شوكت و قدرت بشمار ميرفت و كسى را تاب مقاومت با چنين قدرتى نبود و به همين علت از مخالفت با وى خوددارى ورزيدند و بدعا كردن پرداختند تا مگر خدا ويرا هدايت كند و از شرش رهايى يابند . حال اكثريت مسلمانان برين منوال بود و همهء آنها مجتهد بودند [ 3 ] و نبايد
هامش
[ 1 - ) ] اشاره بآيهء : وَ الله يُؤْتِي مُلْكَهُ من يَشاءُ 2 : 247 . سورهء بقرة ، آيهء 248 .
[ 2 - ) ] حسين بن على ( ع ) و ابن زبير كه بگفتهء خود ابن خلدون از آغاز با يزيد بيعت نكردند ! ؟
[ 3 - ) ] بنا بعقايد اهل تسنن .