و اما فرقهء اماميه معتقدند كه امامت از على وصى [ 1 ] « پيامبر » بر حسب وصيت بپسرش حسن و سپس به برادرش حسين رسيده است و آنگاه على زين العابدين پسر حسين و پسر او محمد باقر و پسر محمد باقر جعفر صادق امام بودهاند و از اينجا به دو فرقه منشعب مىشوند . گروهى امامت را به فرزند جعفر صادق اسماعيل نسبت ميدهند و او را در ميان خود امام ميشناسند و ايشان را « اسماعيليان » مينامند ، و فرقهاى موسى كاظم پسر ديگر جعفر صادق را امام ميدانند و ايشان دوازده امامى هستند ، از اين رو كه در دوازدهمين امام توقف ميكنند و معتقدند وى غيبت كرده و تا آخر الزمان از ديدهها نهان خواهد بود ، چنان كه در پيش ياد كرديم .
و اما اسماعيليان قائلند كه امامت بنص و تصريح از جعفر صادق به پسرش اسماعيل امام رسيده است . و هر چند اسماعيل پيش از پدر خويش در گذشته است ليكن آنها از نص و تصريح اين استفاده ميكنند كه ميگويند امامت در اعقاب او باقى است مانند داستان هارون با موسى ، ع ، از اين رو معتقدند كه امامت از اسماعيل بپسرش محمد مكتوم انتقال يافته است و اين محمد مكتوم نخستين امام پنهان بشمار ميرود ، زيرا بعقيدهء آنان گاهى ممكنست امام را قدرت و شوكتى نباشد ، از اين رو پنهان ميگردد و داعيان او براى اقامهء حجت بر خلق آشكار ميشوند ، و هر گاه داراى قدرت و شوكت باشد آشكار مىشود و دعوتش را بر ملا مىكند .
و گويند پس از محمد مكتوم پسرش جعفر مصدق [ 2 ] و پس از وى پسرش محمد حبيب كه آخرين امام پنهان مىباشد بامامت رسيدهاند و پس از محمد حبيب پسر او عبيد الله [ 3 ] مهدى امام ايشان است كه ابو عبد الله شيعى داعيهء وى را در كتامه آشكار ساخت و مردم از وى پيروى كردند [ 4 ] . آنگاه ابو عبد الله مهدى را از زندان سجلماسه بيرون آورد و سپس بسلطنت قيروان و مغرب نائل آمد و فرزندانش پس از وى در مصر بسلطنت رسيدند ( فاطميان ) چنان كه در تاريخ آنان معروفست . و اين گروه را از لحاظ اينكه بامامت اسماعيل قائلند و امامت را بوى نسبت ميدهند « اسماعيليان » و از اين رو
هامش
[ 1 - ) ] صورت متن از ( پ ) است در چاپهاى مصر و بيروت : على الرضا .
[ 2 - ) ] « الصادق » در چاپهاى مصر و بيروت غلط است .
[ 3 - ) ] « عبد الله » در چاپهاى مصر و بيروت غلط است .
[ 4 - ) ] مردم را به بيعت با او دعوت كرده است « ينى » .