تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 49

مساهمون:

صمقدمه ٤٩
يادآور شويم تا بشناختن زندگى مورخ بيش از پيش كمك كند و تأثير اين بحرانها و تحولات و تغييرات سياسى پياپى را در زندگى او روشن سازد : الف - شاهزادهء حفصى محمد بن عبد الله از طرف سلطان افريقيه در تونس فرمانرواى بجايه بود . ب - وى فرمانروايى خويش را هنگامى كه سلطان ابو الحسن مرينى بر وى تاخت از دست داد . ج - ولى هنگامى كه سلطان ابو عنان بر ضد پدر خود قيام كرد بار ديگر بفرمانروايى رسيد و بمقر امارت خود بازگشت چه ابو عنان بر آن شد كه فرمانروايى شاهزادگان حفصى را بايشان باز دهد تا در برابر پدر وى بدفاع برخيزند و از بازگشت او بكشور خود ممانعت كنند . د - هنگامى كه سلطان ابو عنان بسلطنت رسيد و پس از مرگ پدر بر بجايه استيلا يافت همان شاهزاده فرمانروايى خويش را بار ديگر از دست داد و باز در نقاطى كه دور از مقر حاكميت او بود بسر ميبرد . ه - هنگامى كه سلطان ابو عنان بيمار شد امير محمد بر آن شد از فاس بگريزد تا بار ديگر فرمانروايى خويش را بدست آورد ولى سلطان بانديشهء وى پى برد و نقشهء او را بر هم زد . و - با اين همه شاهزادهء مزبور توانست پس از مرگ سلطان مزبور فاس را ترك گويد و بمقر فرمانروايى خود روى آورد ولى عموى وى ابو اسحاق حفصى پيش از وى بر بجايه استيلا يافت و او ناگزير شد شهر را محاصره كند و در راه رهايى شهر از چنگال عم خويش كوششها و مبارزات شديدى مبذول داشت . ز - ولى شاهزادهء مزبور پس از آنكه بر بجايه استيلا يافت و باستقرار فرمانروايى آغاز كرد يكباره با پيكار جو و رقيب تازه‌اى روبرو شد . پسر عموى وى حاكم قسنطينه در صدد توسعه دادن حدود كشور خود بر آمد و به بجايه لشكر كشيد و امير محمد در خلال تصادمى كه ميان سپاهيان او و سپاهيان پسر عمش در گرفت كشته شد . ابن خلدون با اين شاهزادهء حفصى هنگامى كه در فاس به حالت تبعيد بسر ميبرد همراهى ميكرد و بخاطر او هنگامى كه قصد داشت به بجايه بگريزد زندانى شد و آنگاه كه توانست فرمانروايى خود را باز ستاند به پايگاه حاجبى « صدر اعظمى » وى نايل آمد .

ج - مشرق عربى

بر مصر و ممالك حجاز و شام در آن روزگار ، مماليك سلطنت ميكردند و اوضاع سياسى در اين كشورها نسبت به مغرب بدرجات مستقرتر و آرام‌تر بود . راست است كه مرگ سلطان اغلب بحرانهاى سياسى خطيرى ايجاد ميكرد ولى اين بحرانها بطور كلى ميان خود مماليك پديد ميآمد و دسته‌ها و جماعات ساكن نواحى مزبور كمتر در آنها شركت مىجستند . ابن خلدون بيست و چهار سال از اواخر عمر خود را در مشرق ( مصر ) گذرانيد ولى انتقال وى بدين كشور هنگامى بود كه تأليف مقدمه را بپايان رسانيده و اشتغال وى در آنجا منحصر بتدريس و قضاوت بود و در ساير امور سياسى دخالتى نداشت . عراق در عهد ابن خلدون زير فرمان حكومت جلايريان بود تا آنكه تيمور بر آن استيلا يافت . ولى فرمانروايى جلايريان تنها منحصر به عراق عرب نبود بلكه آنها در قسمت غربى ايران و بخصوص ايالت آذربايجان نيز حكومت ميكردند و سلاطين دودمان مزبور بغداد را پايتخت زمستانى و تبريز را پايتخت تابستانى خود قرار داده بودند و سلطنت ايشان بر دو ناحيه يكى عربى و ديگرى ايرانى بود .