تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
خواهد بود ، و هر نقصى روى دهد ناچار داراى زمان خواهد بود و به علت بسيارى ممالك و اختصاص نقصان هر يك به زمان خاص و معينى خواهى نخواهى ، زمانهاى نقصان هم فزونى مىيابد و به همين علت دوران فرمانروايى و عمر چنين دولتى دراز خواهد بود و اين امر را در دولت عرب اسلامى بايد در نظر گرفت كه چگونه دوران فرمانروايى ممتدى داشت چه فرمانروايى خاندان عباسيان كه در مركز و پايتخت اسلام بودند و چه حاكميت خاندان امويان اندلس كه باستقلال فرمانروايى داشتند . و فرمانروايى همهء آنان نقصان نپذيرفت مگر پس از چهار صد سال از هجرت . و روزگار فرمانروايى عبيديان نزديك به دويست و هشتاد سال بود و مدت دولت صنهاجه از آغاز واگذار كردن معد المعز [ 1 ] فرمانروايى افريقيه را به بلكين بن زيرى بسال سيصد و پنجاه و هشت تا هنگام استيلاى موحدان بر قلعه و بجايه بسال پانصد و پنجاه و هفت از عبيديان كمتر بود . و دولت موحدان تا اين روزگار قريب دويست و هفتاد سال است كه فرمانروايى دارند و بدينسان ( معلوم مىشود ) كه عمر دولتها به نسبت شمارهء زمامداران آنها است . دستور خداست كه بحقيقت در ميان بندگانش گذشت [ 2 ] .

فصل نهم در اينكه در مرز و بومهايى كه داراى قبايل و جمعيت‌هاى فراوان و گوناگونست بندرت ممكن است دولتى نيرومند دوام يابد

زيرا اختلاف عقايد و تمايلات كه بدنبال هر يك از آنها عصبيتى است مانع عصبيت ديگر مىشود [ 3 ] و از اين رو مخالفت با دولت و خروج و قيام بر ضد آن پياپى فزونى مىيابد هر چند خود آن دولت هم متكى بعصبيتى باشد ، زيرا هر يك از عصبيتهاى زير دست دولت خود را داراى قدرت و ارجمندى مىپندارد و در اين باره بايد به وضع افريقيه و مغرب در نگريست و وقايع آن سرزمين را از آغاز ظهور اسلام
هامش
[ 1 - ) ] از دسلان . در چاپهاى مصر و بيروت : معز الدوله و در « ينى » معز المعز است . [ 2 - ) ] سنة الله قد خلت فى عباده . [ 3 - ) ] مانند كشورهايى كه در عصر ما داراى احزاب گوناگون‌اند و پيوسته كابينه دچار بحران مىشود و در نتيجهء كشمكش احزاب پس از اندك مدتى دولت جديدى روى كار ميآيد .