شدند و بعنوان سپاهى بدان كشورها فرود آمدند و در نتيجهء اين پراكنده شدن شمارهء اعضاى دستگاه فرمانروايى آنان پايان پذيرفت از فتوحات كوتاهى ورزيدند و امر اسلام بمرحلهء نهايى رسيد و از اين حدود تجاوز نكرد . آنگاه دولت اسلام رفته رفته رو بعقبنشينى و بازگشت نهاد تا بفرمان خدا منقرض گرديد .
حال دولتهاى پس از اسلام نيز به همين سان بود و هر دولتى به نسبت فزونى و كمى عهدهداران امور يا اعضاى دستگاه فرمانروايى آن پيشرفت داشتند و هنگام پايان يافتن شمارهء آنها بسبب تقسيم كردن آنان در نواحى گوناگون ديگر پيروزيها و جهانگشاييهاى ايشان قطع ميشد . دستور خداست در ميان خلقش [ 1 ] .
فصل هشتم در اينكه عظمت دولت و وسعت فرمانروايى و درازى دوران آن به نسبت كمى و فزونى اعضاى دستگاه فرمانروايى آنست
از آن سبب كه كشور دارى وابستگى به عصبيت دارد و خداوندان عصبيت همان لشكريان و نگهبانان آنند كه در نواحى و استانهاى آن تقسيم ميشوند . و از اين رو هر چه قبايل و دستههاى دستگاه فرمانروايى دولتهاى بزرگ بيشتر باشد به همان نسبت آن دولت نيرومندتر خواهد بود و بر كشورها و نواحى افزونترى تسلط خواهد داشت و قلمرو فرمانروايى آن پهناورتر خواهد بود .
و اين معنى را ميتوان در دولت اسلامى در نظر گرفت ، هنگامى كه خداوند كلمهء عرب را با اسلام پيوند داد ، در حالى كه شمارهء مسلمانان در جنگ تبوك آخرين جنگهاى پيامبر ، ص ، از مضر و قحطان خواه سواره و خواه پياده صد و ده هزار تن بود باضافهء كسانى كه پس از آن جنگ تا روزگار در گذشت پيامبر اسلام آوردند ، و چون در صدد بر آمدند كشورهايى را كه در دست ملل ديگر بود از آنان باز ستانند ، لشكريان و سلاح ايشان بجز همانچه ياد كرديم نبود اما سپاهيان ايران و روم دو دولت بزرگ آن روزگار و تركان مشرق [ و فرنگان و بربرهاى مغرب ] [ 2 ] و قوط [ 3 ] هاى
هامش
[ 1 - ) ] سنة الله فى خلقه . اشاره بآيهء : سُنَّتَ الله الَّتِي قَدْ خَلَتْ في عِبادِهِ 40 : 85 ، سورهء المؤمن ، آيهء 85 و سورههاى ديگر .
[ 2 - ) ] در ينى نيست .
[ 3 - ) ]Gothes