اندلس در برابر آنان ريشه كن شدند و از حجاز به سوس اقصى و از يمن بنواحى تركان در اقصى نقاط شمالى گام نهادند و بر هفت اقليم استيلا يافتند .
آنگاه ميتوان دولت صنهاجه و موحدان را با عبيديان ( فاطميان ) كه پيش از آنان بودند مقايسه كرد و نتيجه گرفت كه چون قبيلهء كتامه يا بنيان گذاران دولت عبيديان افزونتر از صنهاجه و مصامده بودند دولت ايشان عظيمتر بود و از اين رو افريقيه و مغرب و شام و مصر و حجاز را متصرف شدند و پس از اينان ميتوان دولت زناته را در نظر گرفت كه چون شمارهء ( متصديان دولت ) ايشان كمتر از مصامده بود دوران كشوردارى ايشان كوتاهتر از فرمانروايى موحدان بود زيرا ايشان از آغاز فرمانروايى از لحاظ عدد كمتر از مصامده بودند و سپس ميتوان چگونگى دو دولت معاصر يكى متعلق به زناته خاندان مرينى ( در مراكش ) و ديگرى متعلق به خاندان عبد الواد ( در تلمسان ) را مورد دقت قرارداد كه چون شمارهء خاندان مرينى از آغاز كشوردارى بيش از خاندان عبد الواد بود دولت ايشان نيز نسبت بدولت خاندان عبد الواد نيرومندتر و پهناورتر است .
و به همين سبب خاندان مرينى چندين بار پياپى بر آنان غلبه كردند . گويند عدهء خاندان مرينى در آغاز پادشاهى سه هزار و از آن خاندان عبد الواد يك هزار تن بوده است ولى [ كوچكى يا بزرگى دولت وابسته به شمارهء شهرهاى آن است و فزونى جمعيت و اتباع دولت به نسبت فزونى تعداد شهرها است ] و پهناورى و نيرومندى هر دولت در آغاز كشوردارى به همين نسبت يعنى به تعداد دودمانى است كه پيروزى مىيابند و درازى دوران فرمانروايى آن نيز بر همين نسبت است ، زيرا عمر يك موجود زنده وابسته به قوت مزاج اوست و مزاج دولتها بىشك همان عصبيت است .
و هر گاه عصبيت دولتى نيرومند باشد مزاج آن تابع عصبيت خواهد گشت و دوران فرمانروايى و عمر آن نيز دراز خواهد بود . و قدرت عصبيت همچنانكه در پيش گفتيم بىگمان بستگى بفزونى عدد افراد يك دودمان دارد و سبب صحيح اين امر آنست كه نقصان در دولت بىشك از مرزها و نواحى دور پديد ميآيد از اين رو هر گاه ممالك دولتى بسيار باشد خواه ناخواه مرزهاى آن نسبت به پايتخت دور و متعدد
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: ابن خلدون
ص٣١٢