زمانها منطبق مىشود و هم مىبينيم كه او ميكوشد در فصول مختلف مقدمه اين قوانين كلى را بيان كند و موجبات و علل وقايع را آشكار سازد و جاى شك نيست كه همهء اينها از صفات اساسى مسلمى است كه « تحقيقات علمى » را از « معلومات عادى » متمايز مىكند .
بارى ابو خلدون ساطع الحصرى در رد ادعاى دكتر طه حسين بتفصيل دلايل ديگرى نيز ميآورد كه براى دورى از اطناب سخن از نقل آنها خوددارى ميكنم و خواننده را به ص 565 « دراسات عن مقدمة ابن خلدون » رجوع مىدهم .
2 - احوال ابن خلدون
ابن خلدون در غرهء رمضان سال 732 هجرى ( 27 مه 1332 ميلادى ) در تونس متولد شد . وى در خانوادهاى اندلسى به دنيا آمد كه در اواسط قرن هفتم هجرى از اندلس بتونس مهاجرت كرده بودند .
نام و نسب وى چنين است : ولى الدين عبد الرحمن بن محمد بن محمد بن محمد بن حسن بن جابر بن محمد بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن خلدون . وى اصل خاندان خود را بعرب يمانى حضرموت منتهى مىكند و نسب خويش را به وائل بن حجر [ 1 ] مىرساند و در اين سلسله نسب ، بروايت نسب شناس اندلسى ابن حزم اعتماد مىكند ، ليكن در صحت اين نسب ترديد مينمايد و معتقد است چند نام از آن حذف شده است زيرا اگر خلدون نياى وى همان باشد كه هنگام فتح اندلس بدان كشور مهاجرت كرده است ده جد براى گذشتن شش قرن و نيم كافى نخواهد بود و بعقيدهء او براى سپرى شدن چنين مدتى بايد نام بيست تن در سلسلهء نسب او وجود داشته باشد ، يعنى براى هر قرنى سه پشت لازم خواهد بود . اما نسب جد وى خلدون كه باندلس آمده نيز بر حسب روايت ابن حزم چنين است : خالد معروف به خلدون بن عثمان بن هانى بن خطاب بن كريب بن معديكرب بن حارث بن وائل بن حجر . و بر طبق اين نسبت ابن خلدون منتسب بيكى از اصيلترين دودمانهاى عربى يمانى است ، ولى آنچه در اينجا موجب ترديد مىشود اينست كه ابن حزم در آغاز قرن پنجم هجرى چنين نسب دورى را تدوين كرده ، و گذشته از اين اطلاعاتى كه دربارهء كشمكش و رقابت ميان عرب و بربر در اندلس داريم نيز اين شك را تأييد مىكند زيرا بربرها در فتح اندلس شركت جستند و مهمترين مصائب آن را تحمل كردند ليكن عرب رياست و فرمانروايى اندلس را به خود اختصاص داد و به همين سبب خصومت و كشمكش ميان اين دو طايفه چندين قرن ادامه يافت تا سرانجام عصبيت عربى منقرض گرديد و از اوايل قرن پنجم غلبهء بربر آغاز شد . و انتساب بعرب در اندلس مايهء شرف و بزرگى بود و هر كس شيفته بود كه بدان قوم منسوب باشد ، زيرا سلطه و سيادت بدان طايفه تعلق داشت ، ولى انساب بسيارى از خداوندان عصبيت و رياست در معرض شك بود بلكه اين شك بانساب پيشوايان فتح اندلس نيز راه يافته بود چنان كه گفتهاند طارق بن زياد از بربرها بشمار ميرفته است و برخى ويرا يكتن ايرانى از موالى عرب ميدانستهاند . در اينجا نكتهء ديگرى نيز در وابستگى ابن خلدون به اين نسب عربى ما را وادار بتأمل مىكند و آن اينست كه وى در مقدمه با منطق محكم و شيوهء خاص بعرب ميتازد در حالى كه در تاريخ خود بربر را ميستايد و آنان را واجد خصال و صفات استوارى ميداند .
پرورش خاندان خلدون در اندلس
در هر حال ابن خلدون منسوب بيكى از خاندانهاى حاكم اندلس است كه از آغاز فتح
هامش
[ 1 - ) ] وائل بن حجر از بزرگان صحابه بود و او در يمن عهده دار تعليم قرآن و نشر اسلام گرديده بود .