تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
در اين صورت اگر رئيس قبيلهء ديگر از لحاظ قدرت و عصبيت با او برابر باشد يا بدفاع برخيزد آن وقت هر گاه هر دو با يك ديگر هم زور و برابر باشند هر كدام بر ناحيهء متصرفى و قبيلهء خويش حاكميت خواهد يافت و مانند قبايل مستقل و مجزا از هم كه در جهان پراكنده‌اند بسر خواهند برد . و اگر يكى بر ديگرى غالب آيد و او را بپيروى از طايفهء خود مجبور سازد ، آنگاه با آن قبيله نيز پيوند خويشاوندى خواهد يافت و نيروى آن را بر قدرت غلبه‌جويى خويش خواهد افزود و در راه بدست آوردن حد اعلاى غلبه يافتن و فرمانروايى گام خواهد نهاد ، چنان كه بدرجات از هدف نخستين او پهناورتر و دور تر باشد و همچنان به توسعه‌طلبى و غلبه‌جويى ادامه ميدهد تا نيرو و توانايى او بمرحلهء نيروى دولت برسد و با آن برابر گردد . آن وقت اگر دولت به مرحلهء پيرى و فرسودگى رسيده باشد و از سوى خداوندان عصبيتى كه زمام امور دولت را در دست دارند ممانعت و مقاومتى نشان داده نشود ، بيدرنگ بر آن دولت استيلا خواهد يافت و فرمانروايى را از آنان خواهد ربود و سرتاسر كشور را بچنگ خواهد آورد . ليكن اگر چنين رئيس قبيله‌اى با رسيدن بمنتها مرحلهء نيرومندى در توسعه‌طلبى خود با مرحلهء پيرى و فرسودگى دولت مصادف نشود بلكه مقارن هنگامى باشد كه دولت به پشتيبانى خداوندان عصبيت نيازمند ميگردد در اين صورت دولت سران آن قبيله و عصبيت را در سلك اولياى حكومت خويش در ميآورد و هنگام نياز بنيروى آنان اتكا مىكند و آن قبيله بمرحله‌اى از سلطه و نفوذ خواهد رسيد كه از پايگاه پادشاهى و دولت مستقل فروتر است مانند تركان در دولت بنى عباس و صنهاجه و زناته در دولت كتامه و خاندان حمدان با ملوك شيعهء علوى و عباسى . بنابر اين معلوم شد كه هدف عصبيت قبايل پادشاهى و كشور داريست كه هر گاه بنهايت مرحلهء قدرت خود برسد بر حسب مقتضيات و شرايطى كه مقارن آن باشد براى قبيلهء مزبور پادشاهى و كشور دارى يا بطريق استقلال و انفراد و يا از راه همكارى با دولت و پشتيبانى از آن حاصل مىشود . و اگر موانعى قبيله را از رسيدن بهدف باز دارد ، چنان كه در آينده ياد خواهيم
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 266 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى