تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
پيامبر ، ص ، فرمود : همانا كريم بن كريم بن كريم بن كريم ، يوسف بن يعقوب بن اسحق بن ابراهيم است ، اشاره باينكه او بنهايت نجابت و بزرگوارى رسيده است . و در تورات بدينسان آمده است : منم خدا پروردگار تو خداى توانا و غيور و بازخواست كنندهء گناهان پدران از پسران تا پشت سوم و چهارم [ 1 ] . و اين نيز نشان ميدهد كه پايان اعقاب در نسب و حسب چهار است . و صاحب اغانى دربارهء اخبار عويف القوافى آورده است كه انوشروان به نعمان گفت : آيا در عرب قبيله‌اى نسبت بقبيلهء ديگر بزرگوارتر و شريفتر مىباشد ؟ نعمان گفت : آرى . انوشروان پرسيد : بچه چيزى ؟ گفت : كسى كه از سه پشت پدران وى پى در پى رياست كرده باشند و سپس آن رياست بىكم و كاست بنسل چهارم برسد ، خانواده و بزرگوارى و حاكميت بقبيلهء او اختصاص مىيابد . آنگاه انوشروان چنين قبايلى را از وى پرسيد و او شرايط مزبور را جز در اين خاندان‌ها نيافت : خاندان حذيفة بن بدر فزارى كه از خانوادهء ( بيت ) قيس‌اند ، و خاندان ذو الجدين از خانوادهء شيبان ، و خاندان اشعث بن قيس از كنده ، و خاندان حاجب بن زرارة و خاندان قيس بن عاصم منقرى از بنى تميم . پس اين گروه و عشايرى را كه پيرو آنان بودند در مجلسى گرد آورد و براى ايشان داوران و گواهان عادلى [ 2 ] تعيين كرد ، آنگاه از ايشان گروهى بپاى خاستند و خطبه خواندند و سخنانى بنثر ايراد كردند و آنان به ترتيب عبارت بودند از : نخست حذيفة بن بدر و سپس اشعث بن قيس بسبب خويشاوندى با نعمان آنگاه بسطام بن قيس بن شيبان و پس از آن حاجب بن زرارة و قيس بن عاصم .
هامش
[ 1 - ) ] من يهوه خداى تو ميباشم . خداى غيور هستم كه انتقام گناهان پدران را از پسران تا پشت سيم و چهارم از آنانى كه مرا دشمن دارند ميگيرم ( سفر خروج ، باب 20 ، آيهء 5 ) . دسلان ميگويد برابرى براى كلمهء طايق ( توانا ) در متن عربى و سامرى و سبعينى و ترجمه‌هاى عربى از سعديه و ترجمهء عربى اسكندريه و ارينبوس و ديگر نسخه‌هاى عربى كتابخانهء ملى پاريس وجود ندارد . تنها در ترجمهء لاتينى تورات بنامLVulgate( ولگات ) چنين كلمه‌اى هست و شايد ابن خلدون ترجمه‌اى عربى از اين ترجمهء لاتينى در دست داشته است . [ 2 - ) ] مراد از داوران و گواهان عادل ، مترجمان و معرفان‌اند .