چگونه خدمتگزاران ترك در دولت بنى عباس و خاندانهاى برمكيان و نوبختيان كه پيش از تركان در بارگاه عباسيان بودند باصالت خاندان و شرف و بزرگى نايل آمدند و بناى بزرگوارى و اصالت خويش را در پرتو رسوخ در هم پيمانى و دوستى با آن دولت بنيان نهادند . چنان كه دودمان جعفر بن يحيى بن خالد به علت هم پيمانى و انتساب به دودمان رشيد از شريفترين خاندانها بشمار ميرفت و از لحاظ نجابت و بزرگوارى در عصر خويش يكتا بود و اين اصالت خاندان بدان سبب نبود كه وى بايرانيان انتساب داشت . و همچنين اصالت خانوادگى و حسب بندگان و خدمتگزاران هر دولتى در پرتو رسوخ هم پيمانى و توجه آن دولت به تربيت آنان حاصل مىگردد .
و نسب پيشين آنها در برابر نسب تازهاى كه بدست ميآورند به كلى از ياد ميرود و ملغى ميگردد و بهيچرو در اصالت و بزرگوارى ايشان تأثيرى ندارد بلكه آنچه اهميت دارد نسبت هم پيمانى و تربيت او در بارگاه دولت است چه فلسفه و سر عصبيتى كه بدان خاندان شريف و بزرگوارى كسب مىشود در چنين نسبتى است و از اين رو شرف خاندان او از اصالت خاندان خواجگانش منشعب ميگردد و شالدهء آن بر اساس دودمان ايشان گذارده مىشود و نسب ولادتش هر چه باشد بوى سودى نمىبخشد ، بلكه شالدهء بزرگوارى وى بر روى نسب هم پيمانى با دولت و حسن تربيت وى در آن بارگاه استوار ميگردد .
و گاهى ممكن است كسى از آغاز بسبب پيوند با عصبيت و دولت نژادى خويش داراى خاندان شريف و نسبى اصيل باشد ولى اگر آن دولت منقرض گردد و از راه هم پيمانى ( ولاء ) و تربيت يافتن در دولت ديگرى بخدمتگزارى برگزيده شود آن وقت نسب نخستين براى او سودى نخواهد داشت ، زيرا عصبيت آن از ميان رفته است و از نسب دوم كه داراى عصبيت مىباشد برخوردار شده است .
و وضع برمكيان بر اين منوال بوده است ، زيرا چنان كه مورخان آوردهاند ايشان در ايران از خاندانى اصيل بودهاند كه كار خدمتگزارى و دربانى آتشكدهها
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٥٨