تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و سلمه در پاسخ خود بانكار هر دو امرى پرداخت كه حجاج او را بدانها متهم ميساخت « ترك سكونت در مدينه - باديه‌نشينى » و گفت پيامبر ، ص ، بوى اجازه فرموده است كه باديه‌نشينى برگزيند و اين اجازه مخصوص بوى مىباشد مانند شهادت خزيمة [ 1 ] و بزغالهء ابو بردة [ 2 ] . يا اينكه حجاج فقط ويرا بر ترك سكونت مدينه سرزنش كرده است چه او ميدانسته است كه پس از وفات تكليف مهاجرت ساقط است و سلمه بوى پاسخ داده است كه مغتنم شمردن اجازهء پيامبر ، ص ، در نزد او از سكونت در مدينه شايسته‌تر و بهتر است . زيرا عنايت پيامبر دربارهء وى از ميان همهء مردم و اختصاص دادن وى بچنين اجازه‌اى بىگمان دليل بر اين است كه او را ميشناخته است . و بر هر فرض سخن حجاج دليل بر نكوهش باديه‌نشينى كه از آن به « تعرب » [ 3 ] تعبير كرده است نميباشد ، زيرا مشروع بودن مهاجرت چنان كه معلوم شد به علت ياريگرى نسبت به پيامبر و نگهبانى از وى بوده است نه نكوهش باديه‌نشينى . پس سرزنش بر ترك اين واجب بكلمهء « تعرب » دليل بر مذمت خود تعرب يا باديه‌نشينى نيست ، و خدا سبحانه داناتر است و كاميابى از اوست . [ 4 ]

فصل پنجم در اينكه باديه‌نشينان از شهرنشينان دليرتراند

زيرا شهرنشينان بر بستر آسايش و آرامش آرميده و غرق ناز و نعمت و تجمل‌پرستى شده و امر دفاع از جان و مال خويش را به فرمانروا و حاكمى واگذار كرده‌اند كه تدبير امور و سياست ايشان را بر عهده گرفته است و به نگهبانان و لشكريانى اتكا كرده‌اند كه ايشان را از هر گونه دستبردى حمايت ميكنند . و درباره‌هايى
هامش
[ 1 - ) ] خزيمة بن ثابت صحابى ملقب به ذو الشهادتين كه در غزوهء بدر و پس از آن حضور يافت و در جنگ صفين با على ، ع ، بود و چون عمار بن ياسر كشته شد شمشير خويش را از نيام بر كشيد و بجنگ پرداخت تا كشته شد ( منتهى الارب ) . [ 2 - ) ] كنيت هانى بن نيار صحابى ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 3 - ) ] « تعرب » در لغت بمعنى اقامت گزيدن در باديه است . رجوع به اقرب الموارد شود . اين كلمه در چاپهاى مصر و بيروت نيست و از چاپ پاريس ترجمه شده است در « ينى » نيز ( بالتعرب ) هست . [ 4 - ) ] آخر فصل در « ينى » چنين است : و خدا داناتر است
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 234 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى