تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
گروه وحشىترين مردم بشمار ميروند و نسبت به شهرنشينان در شمار جانوران رمنده‌اى هستند كه بچنگ آوردن آنها دشوار است ، يا همچون حيوانهاى درنده ميباشند . و طوايف مزبور تازيان‌اند و بيابان گردان بربر و زناته [ 1 ] در مغرب . و كردها و تركمانان و ترك‌ها در مشرق نيز نظير ايشان‌اند ، ليكن تازيان براى جستن گياه دشتهاى دورترى را درهم مىنوردند و از قبايل ياد كرده بيشتر بيابانگردى ميكنند ، زيرا آنان تنها بشتردارى ميپردازند در صورتى كه قبايل ديگرى كه ياد كرديم گذشته از شتردارى بگوسفنددارى و گاودارى هم اشتغال ميورزند و بنابر اين روشن شد كه نژاد عرب خواهى نخواهى و به حكم طبيعت ناگزير بايد در يك چنان مرحله‌اى از زندگانى بسر برد و زندگى او بطور كامل موافق اصول طبيعى است ، و خدا سبحانه و تعالى داناتر است [ 2 ] .

فصل سوم در اينكه زندگانى باديه‌نشينى كهن‌تر و پيشتر از زندگانى شهرنشينى است و باديه‌نشينى بمنزلهء اصل و گهوارهء اجتماع و تمدن است و اساس تشكيل شهرها و جمعيت آنها از باديه‌نشينان بوجود آمده است

در فصول پيش ياد كرديم كه وضع زندگى باديه‌نشينان بروشى است كه بضروريات قناعت ميكنند و از گام نهادن در مرحلهء فراتر از آن عاجزاند ، ولى عادات و شئون زندگى شهرنشينان جز اينست . آنها به مراحل برتر از حد ضرورت مانند امور تجملى و وسايل ناز و نعمت و كمال زندگى نيز توجه دارند و شكى نيست كه ضروريات كهن‌تر و پيشتر از نيازمنديهاى شهرنشينى و تجملى است ، زيرا ضروريات اصل و امور تجملى فرعى است كه از ضروريات سرچشمه ميگيرد . پس باديه‌نشينى بمنزلهء اصل و گهواره‌اى براى شهرها و تمدن است و مقدم بر شهرنشينى مىباشد ، زيرا نخستين خواسته‌هاى انسان ضروريات است و اين خواسته‌ها
هامش
[ 1 - ) ] ( بكسر ز ) قبيله‌ايست به مغرب ( منتهى الارب ) [ 2 - ) ] در چاپ ( پ ) فصل بدين آيهء قرآن پايان مىيابد : إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 15 : 86 ( همانا پروردگار تو آفريدگار داناست ) سورهء الحجر ، آيهء 86 . در « ينى » چنين است : و خدا آفرينندهء دانا است .