تصرفى هم در آنها نميكنند . براى گروهى از اين مردمان كه به كار كشت و ورز ميپردازند اقامت در يك محل بهتر از كوچ كردن و بيابانگردى است و اينان ساكنان كلاتهها [ 1 ] و قريهها و نواحى كوهستانى هستند مانند بيشتر بربرها و ديگر ملتهاى غير عرب .
و مردمى كه معاش خويش را از راه پرورش چارپايان مانند گاو و گوسفند بدست ميآورند ناگزيراند براى جستجوى چراگاهها و آماده كردن آب حيوانهاى خود در حال حركت و بيابان گردى باشند ، زيرا آمد و شد از سويى بسوى ديگر براى ايشان شايستهتر است و آنان را گوسفنددار يا مالدار مينامند ، يعنى كسانى كه عهدهدار پرورش گوسفند و گاواند . اين گروه نيز در بيابانهاى خشك و دشتهاى دور پراكنده نميشوند زيرا در اين گونه سرزمينها چراگاههاى سر سبز و خرم يافت نميشود و اينان عبارتاند از بربرها و تركان و برادران ايشان تركمانان و اسلاوها . ليكن طوايفى كه معاش ايشان تنها از راه شتردارى فراهم شود بيش از ديگران بيابانگردى ميكنند و دشتهاى خشك و راههاى دور و دراز مىپيمايند ، زيرا چراگاهها و گياهان و درختان جلگهها آنها را از لحاظ مواد غذايى و مايهء گذران شتر همچون خارها و بوتههاى خشك دشتها و آبهاى شور بىنياز نميكند . بويژه كه رفت و آمد در فصل زمستان در آنگونه نواحى براى گريختن از رنج سرما و پناه بردن بهواى گرم و هم به منظور جستن جايگاه مناسبى براى زاييدن شتر در ميان ريگزارهاى آن مناطق ، بسيار ضرورى است ، زيرا زاييدن شتر و از شير باز كردن كرهء آن از همهء حيوانها دشوارتر است و بيش از كليهء حيوانها بنقاط گرم نيازمند مىباشد . از اين رو شترداران ناگزيراند براى جستجوى گياه به جاهاى دور بروند و چه بسا كه مرزبانان و نگهبانان جلگههاى حاصلخيز ايشان را از آنگونه سرزمينها ميرانند و چون طوايف مزبور بمذلت و خوارى تن در نميدهند از بيم آزار مرزبانان مزبور بدشتهاى دور پناه مىبرند . از اين رو اين
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء « مداشر » است و كلمهء ( كلاته ) در جنوب خراسان بر مزرعه كوهستانى كوچكى اطلاق مىشود كه داراى چند خانوار باشد و آنها در قلعه مانندى كه ديوارى گرداگرد آن را احاطه مىكند با چارپايان و ماكيان خود بسر مىبرند .