خواهد بود كه بر حسب عدهء هشت يكهاى واحد هشت پرنده مىشود و آن وقت بر اين هشت پرنده يك پرندهء ديگر هم ميافزاييم كه آن را در آغاز با پشيزهاى فرض شده خريدهايم و به بهاى آن پرندههايى هم با درهمها خريدارى كردهايم ، پس مجموع نه پرنده مىشود .
و هم اكنون مىبينيم كه چگونه پاسخ پوشيده و نهان در پرتو راز تناسبى كه ميان اعداد مسئله وجود دارد بدست ميآيد ، و نخستين توهمى كه از مشاهدهء اين مسئله و نظاير آن ممكن است بر انسان القا شود اينست كه آنها را در شمار مسائل غيبى قرار دهيم و بگوييم كه پى بردن به آنها امكان ناپذير است ، در صورتى كه آشكار شد تناسب ميان امور يگانه عاملى است كه مجهولات آن را از معلوماتش بيرون ميكشد و اين گونه استنباطها تنها در پيش آمدها و وقايعى امكانپذير است كه در عالم وجود يا دانش روى ميدهد .
ليكن دربارهء كائنات و وقايع آينده هر گاه موجبات و علل وقوع آنها معلوم نباشد و خبر صادقى آنها را اثبات نكند بايد چنين مسائلى را در شمار امور غيبى دانست و شناختن آنها امكان ناپذير است و چون اين موضوع روشن شد پس ميتوان گفت كليهء عملياتى كه در زايچه انجام مىشود تنها بوسيلهء استخراج پاسخ از الفاظ پرسش صورت ميگيرد ، زيرا چنان كه ديديم عمليات زايچه اينست كه حروفى را بروش خاصى مرتب سازند و سپس از همان حروف به ترتيب ديگرى حروفى استنباط كنند و راز آن را بايد در تناسب ميان آنها جستجو كرد كه ممكن است برخى بر آن آگاه شوند و گروهى آن را در نيابند و هر كس اين تناسب را بداند استخراج پاسخ بوسيلهء قواعد و اصول مزبور براى وى ميسر ميگردد و پاسخ از جنبهء ديگرى ، يعنى از لحاظ موضوع الفاظ و تركيبات آن ، بر وقوع يكى از دو طرف پرسش خواه نفى يا اثبات دلالت مىكند نه اينكه تصور شود پاسخ را از عالمى غيبى دريافت ميدارد ، بلكه اين پاسخ تنها در نتيجهء مطابقت دادن سخن با آنچه
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٢٣