ليكن چنين پندارى تو هم باطلى بيش نيست كه منشأ آن كوتاهى فكر از فهم تناسب ميان هستيها و نيستيها و تفاوت ميان ادراكات و خردهاست . ولى عادت هر فرد ادراك كنندهاى اين است كه از فهم هر چه عاجز باشد و هر مفهومى در عقل او نگنجد بانكار آن برخيزد و براى ما در رد اين گونه منكران كافى است كه عمل بطريقهء مزبور را مىبينيم و حدس آنان را صائب مىيابيم و دريافتهايم كه عمليات مزبور بطور منظم و بر وفق اصول و قواعد صحيحى انجام مىيابد و آنان كه اين اعمال را استخراج ميكنند از هوش و فراست كامل بهرهمند ميباشند و هيچگونه ترديدى در اعمال خويش ندارند . و هر گاه در يافتن اعداد كه از همه چيز واضحتر است به علت دورى و پوشيدگى نسبت ميان آنها ، بر كسى دشوار باشد آن وقت دربارهء اين گونه زايچهها كه نسبت ميان حروف آنها پوشيده و دور از ذهن مىباشد بطريق اولى بانكار بر خواهند خاست و هم اكنون ما مسئلهء عددى پيچيدهاى را طرح ميكنيم تا نمونهء اندكى از آنچه ياد كرديم بر خواننده روشن شود :
هر گاه چند عدد درهم [ 1 ] برداريم و در برابر هر درهمى سه فلس [ 2 ] ( پشيز ) بگذاريم سپس پشيزها را جمع كنيم و با آنها يك پرنده خريدارى كنيم آنگاه با همهء درهمها چند پرنده بخريم ، مشروط به آن كه بهاى هر يك از آنها برابر بهاى پرندهاى باشد كه با پشيزها خريدهايم ، آن وقت اگر بپرسند چند پرنده با درهم خريدهايم ؟ در پاسخ ميگوييم نه عدد .
زيرا ميدانيم كه شمارهء پشيزها در يك درهم بيست و چهار است و عدد سه پشيز يك هشتم آنها است و شمارهء هشت يكهاى واحد هشت است پس هر گاه هشت يك درهمها را با هشت يك درهمهاى ديگر جمع كنيم مجموع آنها بهاى يك پرنده
هامش
[ 1 - ) ] درهم ( درم ) از كلمهء يونانى دراخمه (Ldraxme) مىباشد و در ممالك اسلامى هم جزو اوزان طبى بوده و هم بر سكهاى اطلاق ميشده است كه باختلاف زمانها و كشورها مقدار آن متفاوت بوده است چنان كه فلس ابتدا يك ششم درهم بوده ولى بعدها تغيير كرده است ، و رجوع به هرمزد نامهء پور داود ص 270 تا 274 شود .
[ 2 - ) ] فلس نام سكهء مسين عرب نيز از يونانى بيزانس ( رم السفلى ) گرفته شده چنان كه كلمهء پول هم از ابلس (LObolos) يونانيست .
رجوع به هرمزد نامه ، ص 233 تا ص 274 شود .