و مقابله كردن همهء اينها بتوالى و پى در پى با حروف شعر . و عمليات مزبور انكارپذير نيست و گاهى برخى از مردمان هوشمند به تناسب ميان اين اشياء پى مىبرند و بشناختن مجهول آگاه ميشوند زيرا وسيلهء بدست آوردن مجهول از راه معلوماتى كه در ذهن انسان حاصل مىشود همان تناسب ميان اشياء است ، بويژه اين امر براى كسانى كه رياضت [ 1 ] ميكشند بهتر امكانپذير است زيرا رياضت عقل را در تقويت نيروى استدلال و فزونى انديشه كمك مىكند چنان كه در صفحات گذشته علت آن را چندين بار ياد كرديم و به همين سبب اين گونه زايچهها را اغلب باهل رياضت نسبت ميدهند ، چنان كه همين زايچه منسوب به سبتى است . و من بزايچهء ديگرى دست يافتم كه منسوب به سهل بن عبد الله است و اعتراف ميكنم كه زايچهء مزبور و پاسخى كه از آن بيرون ميآيد از عمليات شگفتآور و مسائل پيچيده و حيرتآور است . و راز آنكه پاسخ آن منظوم بدست ميآيد به نظر من اينست كه آن را با حروف آن شعر ( مالك بن وهيب ) مقابله ميكنند و به همين سبب پاسخ منظوم بر وزن و روى شعر مزبور مىباشد . زيرا ما عمليات ديگرى را در اين باره از اين گروه ديدهايم كه در آنها از مقابله كردن با شعر صرف نظر كردهاند و در نتيجه پاسخ هم منظوم بيرون نيامده است ، چنان كه هنگام بحث درين مسائل در جاى خود خواهيم ديد . و بسيارى از مردم تنگ نظر باور ندارند كه بوسيلهء اين عمليات ميتوان بنتيجهء مطلوب رسيد و از اين رو درستى عمليات زايچهها را انكار ميكنند و مىپندارند كه اعمال مزبور از امور تخيلى و توهم آور است و كسى كه عمليات ياد كرده را انجام ميدهد حروف شعر را بدلخواه خود در ضمن حروف سؤال و اوتار منظوم مىكند و اين فنون را بىهيچگونه تناسب و قانونى انجام ميدهد آنگاه شعر را براى ديگران ميخواند و به آنان چنين وانمود مىكند كه اعمال او مبتنى بر شيوهء منظم و اصول و قواعدى است .
هامش
[ 1 - ) ] رياضت عبارت از تهذيب اخلاق نفسانى است و در نزد راهبان خلوت گزيدن ايامى براى عبادتست و به نظر جادوگران خلوت گزيدن مدتى است براى سختى كشيدن و فرا خواندن شياطين از راه قرائت اوراد و بخور كه گمان ميكنند بدين وسيله شياطين را تسخير مىسازند و از آنها براى بر آوردن نيازهايى كه دارند استفاده مىكنند ( تعريفات جرجانى ) .