آن وقت بايد نام ديگرى را نيز به همان گونه بشمارند . سپس دو عدد مزبور را كه هر يك از محاسبهء حروف نامهاى دو پادشاه جنگآور بدست آمده نه نه طرح ميكنند و باقيماندهء آنها را جداگانه نگهميدارند و آنگاه اين دو باقيمانده را با يك ديگر ميسنجند . اگر دو عدد مزبور در كميت مختلف و هر دو جفت يا طاق باشند ، عدد كمتر از آن هر يك باشد او پيروز خواهد بود و اگر يكى از آن دو جفت و ديگرى طاق باشد ، آن وقت عدد بزرگتر متعلق بهر يك باشد وى فيروزمند خواهد بود . و اگر دو عدد مزبور پس از طرح نه نه در كميت برابر باشند و هر دو جفت در آيند آن وقت پادشاهى كه بوى حمله شده است پيروز مىباشد و اگر هر دو فرد باشند حمله كننده پيروز خواهد بود .
و درين باره دو شعر در ميان مردم مشهور است بدينسان :
« هر گاه دو عدد در جفت و طاق برابر باشند صاحب عدد كمتر پيروز است ، و اگر يكى طاق و ديگرى جفت باشد صاحب عدد بزرگتر پيروز خواهد بود ، و هر گاه هر دو عدد جفت باشند پيروزى از آن كسى است كه بوى حمله شده است ، و هنگامى كه دو عدد طاق باشند پادشاهى كه حمله كرده است پيروز خواهد بود » .
آنگاه براى شناختن باقيماندهء حروف پس از نه نه طرح كردن آنها ، قاعدهاى وضع كردهاند كه در طرح كردن نه در نزد آنان معروفست . بدينسان كه حروف دلالت كننده بر يك را در مرتبههاى چهارگانه گرد آوردهاند و آنها عبارتند از :
( الف ) كه برابر يك است ، و ( ى ) نيز كه ده را مىرساند در مرتبهء دهها ( يك ) حساب مىشود و ( ق ) كه مساوى صداست نيز در مرتبهء صدها ( يك ) مىباشد و ( ش ) كه بر هزار دلالت مىكند نيز در مرتبهء هزارها [ 1 ] ( يك ) است .
و پس از هزار عددى نيست كه بحروف نشان داده شود زيرا ( ش ) [ 2 ] آخرين حرف ابجد است . سپس اين حروف چهارگانه را به ترتيب مرتبهاى كه دارند با هم
هامش
[ 1 - ) ] كلمهء « هزارها » مورد تأمل است زيرا حروف ابجد از هزار بالاتر ندارد چنان كه در سخن خود مؤلف گذشت ( حاشيهء نصر هورينى ) :
[ 2 - ) ] ترتيب حروف ابجد در نزد مردم مغرب ( افريقيه و اندلس ) با اهالى مشرق ( مصر و شامات و عراق و ايران ) فرق داشته است .