تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مگر آنكه در ميان قوم خود داراى ايل و تبار فراوان باشد . و اين روايت را حاكم بر صحيحين استدراك كرده است . و در ضمن پرسش هرقل از ابو سفيان چنان كه در صحيح آمده اين است كه : هرقل گفت او در ميان شما در چه منزلتى است ؟ ابو سفيان گفت : وى در ميان ما خداوند حسب و نسب است . هرقل گفت : پيامبران از ميان خداوندان با حسب قوم خود برگزيده ميشوند . و بعبارت ديگر پيامبران بايد داراى عصبيت و قدرت باشند تا ازين راه نگذارند كفار بآزار ايشان دست يازند و بتوانند رسالت پروردگار خويش را تبليغ كنند و ارادهء خداى را در تكميل دين و مذهب او بكمال برسانند . و از علامات پيامبران روى دادن خوارق [ 1 ] براى ايشان است تا گواه راستى آنان باشد خوارق عبارت از افعالى است كه بشر از اتيان به مثل آن عاجز است و به همين سبب آن را معجزه [ 2 ] ناميده‌اند و اين گونه امور از جنس مقدورات بندگان نيست بلكه بيرون از حد توانايى ايشان است و دربارهء كيفيت وقوع معجزات و دلالت آنها بر تصديق پيامبران فرق گوناگون مسلمانان اختلاف است . چنان كه متكلمان [ 3 ] بنابر اعتقاد باينكه انسان فاعل مختار است معتقداند كه اين گونه امور بقدرت خدا روى ميدهد نه بفعل پيامبر و هر چند بعقيدهء معتزله افعال بندگان از خود آنان صادر مىشود ولى معجزه از جنس افعال ايشان نيست و براى پيامبر بعقيدهء ساير متكلمان در اين عمل همان تحدى [ 4 ] ، باذن خدا است
هامش
[ 1 - ) ] « خارق » در عرف علماى دين امريست كه وضع عادى را درهم ميشكند و بنا برأى صحيح باعتبار ظهور آن بر شش قسم است : معرفت - معجزه - ارهاص ( يعنى خارقى كه قبل از بعثت نبى ظاهر شود ) - كرامت - استدراج دهانة ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . [ 2 - ) ] معجزه امر خارقيست عادت را از قبيل ترك فعل يا فعلى مقرون بتحدى با عدم معارضه . و علت آنكه دو امر فعل يا ترك آن در نظر گرفته شده براى آنست كه معجزه همچنانكه آوردن بامر غير عاديست گاهى هم منع از امر معتاد است مانند امساك از غذا خوردن در مدتى غير معتاد با حفظ صحت و حيات ( كشاف ، ص 975 ) . [ 3 - ) ] پيروان علم كلام . و آن علمى است كه در آن از ذات بارى تعالى و صفات او و احوال ممكنات از مبدأ وجود بر طبق قانون اسلام بحث مىشود و قيد اخير بسبب خروج علم الهى مخصوص فلاسفه از آنست ( تعريفات جرجانى ) . [ 4 - ) ] « تحدى » طلب معارضه در شهادتى است كه دعوى آن از نبوت است پس ناچار بايد خارق موافق دعوى باشد زيرا شهادت بدون موافقت ممكن نيست از اين رو دهانة مانند نطق جماد باينكه وى مفترى و كذاب است از تعريف خارق خارج مىشود چه موافق دعوى نيست و همچنين ارهاص و كرامت بسبب عدم اقتران بدعوى از تعريف خارق خارج مىشود ( كشاف اصطلاحات الفنون ، ص 975 ) .