تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
معنى عصمت است چنان كه گويى ايشان بر پاكى و اجتناب و پرهيز از بديها آفريده شده‌اند و گويى اين بديها منافى طبيعت و جبلت ايشان مىباشد . و در صحيح [ 1 ] آمده است كه وى ( پيغمبر اسلام ، ص ، ) در خردسالى با عباس عموى خود براى بناى كعبه سنگ حمل ميكرد و چون سنگ را درازا [ 2 ] خود قرار داده بود بدنش عريان شد و يكباره بر زمين افتاد و بيهوش گرديد تا آنكه ويرا به ازارش پوشانيدند . و روزى پيغمبر بمهمانى عروسى كه در آن مراسم جشن و بازيگرى بود دعوت شد ولى وى در سراسر مهمانى و تا سپيده دم به حالت خواب و بيهوشى دچار گرديد و از وضع ايشان بهيچرو آگاه نشد و در جشن مهمانى شركت نجست و متوجه هيچيك از امور مجلس وليمه نشد و آنها را در نيافت . بلكه خداوند او را از همهء اين امور منزه ساخته بود حتى بفطرت و از روى جبلت از طعامهاى بد بو و كريه پرهيز ميكرد چنان كه وى ، ص ، به پياز و سير بهيچرو نزديك نميشد و از آنها نميخورد . و درين باره از وى پرسيدند . گفت : « من با كسى راز و نياز ميكنم كه شما با او راز و نياز نداريد . » چون پيامبر ، ص ، خديجه ، رض ، را از حالت وحى خبر داد نخستين بار كه ناگهان با آن حالت روبرو شد خديجه خواست او را بيازمايد . از اين رو گفت مرا
هامش
[ 1 - ) ] اصل خبر در صحيح مسلم چنين است : عمرو بن دينار از جابر بن عبد الله شنيده كه گفته است : چون كعبه را بنيان مينهادند و پيغمبر ، ص ، و عباس براى حمل كردن سنگ رفتند ، عباس به پيامبر ، ص ، گفت ازارت را براى سنگ بر دوشت بينداز ، و بروايت ابن رافع بر گردنت بينداز ، و او اين كار را كرد و يكباره بر زمين افتاد و چشمانش را به آسمان دوخت آنگاه برخاست و گفت : ازارم ! ازارم ! پس ازارش را به روى او انداختند . و زكريا بن اسحاق از عمرو بن دينار روايت كرده كه او از جابر بن عبد الله شنيده است كه رسول ، ص ، با مردم براى كعبه سنگ نقل ميكرد و ازارش در تنش بود . عباس عموى او گفت : اى پسر برادرم كاش ازارت را براى سنگ بردن ميگشودى و آن را بر شانه‌ات ميگذاشتى پيغمبر آن را گشود و بر روى شانه‌اش قرار داد و يكباره بيهوش بر زمين افتاد . جابر گويد از آن روز پيامبر عريان ديده نشد . جلد چهارم صحيح مسلم ص 33 و ص 34 باب « الاعتناء بحفظ العورة » . [ 2 - ) ] ازار در صدر اسلام بر يك لباس عمومى بهر شكل كه باشد اطلاق ميشده است . رجوع به ص 24 كتاب لغت مفصل اسماء البسهء عربى تأليف دزى چاپ آمستردام ( 1845 ) شود و در منتهى الارب نيز ازار بمعنى هر جامه‌اى كه انسان را بپوشاند آمده است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 170 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى