مىشود از اين رو روانهاى آنان نسبت به روانهاى مردم اقليم چهارم گرمتر است و حرارت بيشترى در روح آنها منبسط است و به همين سبب شادى و فرح سريعتر به آنان دست ميدهد و انبساط و خوشحالى بيشترى دارند و بر اثر اين حالت دچار سبكسرى و سبكى ميشوند . همچنين مردم كشورهايى كه در آب و هواى بحرى بسر مىبرند نيز اندكى بر خوى و صفت سياهپوستاناند ، زيرا هواى اين گونه مناطق نيز بسبب انعكاس اشعهء انوار صفحهء دريا داراى حرارتى مضاعف است و از اين رو بهرهء آنان از نتايج حرارت مانند شادى و سبكى بيش از مردمى است كه در نقاط مرتفع و كوهستانى سردسير بسر مىبرند ، و اين حالت را اندكى در اهالى جريد [ 1 ] كه در اقليم سوم واقع است نيز مىيابيم زيرا حرارت در آن ناحيه فراوان است و هواى آن گرم مىباشد و آن ناحيه از جلگهها و ييلاقات و نواحى كوهستانى بسيار دور و بطور كامل جنوبى است و اين كيفيت را در مردم مصر نيز ميتوان مشاهده كرد ، چه آن سرزمين هم در عرض بلاد جريد يا قريب به آنست ، چنان كه مىبينيم چگونه شادى و سبكى و غفلت از عواقب امور بر آنان چيره شده است به حدى كه مردم آن كشور خوراك و آذوقهء يك سال و بلكه يك ماه خود را نمىاندوزند ، بلكه غالب مواد غذايى خود را بطور روز مره از بازار فراهم ميآورند .
و چون مردم فاس كه از بلاد مغرب است بر عكس آنان در كوهستانهاى سرد زندگى مىكنند مىبينيم كه چگونه مانند كسانى بسر مىبرند كه سر بگريبان انديشه فرو مىبرند و تا چه حد در انديشيدن فرجام كار زيادهروى ميكنند ، بدانسان كه حتى برخى از مردم آن شهر آذوقه و خوراك دو سال خويش را از گندم اندوخته ميكنند و براى خريدن قوت روزانهء خود سحرگاهان روانهء بازار ميشوند از بيم اينكه مبادا چيزى از اندوختهء آنان كاسته شود و اگر اين خاصيت را در اقاليم و شهرها مورد تحقيق و جستجو قرار دهيم خواهيم ديد كه كيفيات هوا در اخلاق آدمى تأثير مىبخشد ، و خداى آفرينندهء داناست [ 2 ] . و مسعودى متعرض اين امر
هامش
[ 1 - ) ] ايالتى در جنوب تونس . در چاپهاى مصر و بيروت « جزيريه » و در « ينى » جريديه است .
[ 2 - ) ] اشاره به : إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 15 : 86 . س : الحجر آ : 86 و : هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 36 : 81 ، س : يس آ : 81 .