در ناحيهء شرقى اين بخش سرزمين بسجرت [ 1 ] و بجناك [ 2 ] واقع است و مردم اين ممالك از ملتهاى تركاند . سرتاسر ناحيهء جنوبى بخش هشتم سرزمين خلخ [ 3 ] را تشكيل ميدهد كه متعلق بتركان مىباشد و در ناحيهء شمال غربى آن سرزمين منتنة [ 4 ] واقع است و در خاور سرزمينى كه ميگويند يأجوج و مأجوج شهرهاى آن را پيش از بنيان نهادن سد ويران ساختهاند ، سرچشمهء رود اتل ( ولگا ) در همين سرزمين منتنة واقع است . اين رود از بزرگترين رودهاى جهان بشمار ميرود و مجراى آن در بلاد ترك و مصب آن در درياى طبرستان است كه در بخش هفتم اقليم پنجم واقع است . رود مزبور داراى پيچ و خمهاى بسيارى است و آن از كوهى در سرزمين منتنة بيرون ميآيد و مبدأ آن عبارت از سه چشمه است كه هر سه در يك رود گرد ميآيند ، آنگاه رود مزبور به سمت باختر تا آخر بخش هفتم اين اقليم ميگذرد و سپس به سمت شمال منحرف مىشود تا به بخش هفتم اقليم هفتم ميرسد و در كنارهء آن ميان جنوب و باختر جريان مىيابد پس از آن در بخش ششم اقليم هفتم نمودار مىشود و قدرى بسوى مغرب ميرود سپس دوباره بسوى جنوب منحرف مىشود و ببخش ششم اقليم ششم باز ميگردد و از آن نهرى منشعب مىشود كه بسوى مغرب ميرود و در اين بخش در درياى نيطش ميريزد ، و اما رود اتل [ 5 ] از آن پس از قطعهاى ميان شمال و خاور در نواحى بلغار ميگذرد و آنگاه به بخش هفتم اقليم ششم ميرسد سپس بار سوم بسوى جنوب منحرف مىشود و در كوه سياه [ 6 ] نفوذ مىكند و از بلاد خزر ميگذرد و در بخش هفتم اقليم پنجم نمودار مىشود و در اينجا در قطعهاى ازين بخش نزديك زاويهء جنوب غربى در درياى طبرستان ميريزد . و در سوى غربى بخش نهم اين اقليم بلاد خفشاخ واقع است كه متعلق به تركان مىباشد و آنها را قفجاق ( قبچاق ) نيز ميگويند و نواحى تركش [ 7 ] نيز در همانجا واقع
هامش
[ 1 - ) ] ( بكسر ب - ج ) باشكرLBachkir، « شحرب » و « سحرب » و « بحرق » در چاپهاى مختلف غلط است .
[ 2 - ) ] در تمام چاپها بجز چاپ ( پ ) « يخناك » است ولى صحيح « بجناك » يا « بجناكيه » است «LIesPetchenegues» ( فهرست نخبة الدهر ) . و در ص 10 مسالك الممالك اصطخرى و حدود العالم و التفهيم و صورة الارض ابن حوقل نيز « بجناكيه » است .
[ 3 - ) ] « جولخ » و « خولخ » و « خرلخ » در چاپهاى مختلف صحيح نيست .
[ 4 - ) ] بدبو ،. TerrePuante[ 5 - ) ] در معجم البلدان نيز « اتل » بكسر همزه و ت بر وزن ابل ضبط شده است .
[ 6 - ) ] سياه ، شياه ( ن . ل ) .
[ 7 - ) ] تركس . سركس ( ن . ل ) .